خانه / گزارش سفرهای سال95 / گزارش سفر به منطقه هزار جریب آبشار اسپه او ۱۵تا ۱۷ اردیبهشت ۹۵
گزارش سفر به منطقه هزار جریب آبشار اسپه او ۱۵تا ۱۷ اردیبهشت ۹۵

گزارش سفر به منطقه هزار جریب آبشار اسپه او ۱۵تا ۱۷ اردیبهشت ۹۵

گزارش سفر به منطقه هزار جریب آبشار اسپه او ۱۵تا ۱۷ اردیبهشت ۹۵

بخش هزار جریب منطقه ای کوهستانی است در استان های مازندران ،گلستان و سمنان که در شمال ایران واقع شده است .به لحاظ تقسیمات کشوری این منطقه جزو حوزه های استحفاظی شهرستان های :نکا ،بهشهر ،گلوگاه و کردکوی می باشد ،هزار جریب نامی است که از دیر باز تا کنون به منطقه ای مشتمل بر مناطق کوهستانی شهرستان های بهشهر ،نکا ،ساری و شرق سوادکوه در استان مازندران و قسمتی از ناحیه کوهستانی شهرستان های سمنان و دامغان اطلاق می شود .منطقه هزار جریب از دو قسمت دودانگه و چهاردانگه تشکیل شده است ،هزار جریب بهشهر جزئی از هزارجریب بزرگ است که در جنوب و جنوب شرقی شهرستان بهشهر قرار دارد .هزارجریب بهشهر به عنوان جزئی از منطقه کوهستانی البرز دارای روستاهای پراکنده و کوچک است ،هزار جریب بهشهر بخش یانه سر است .

photo_2016-08-15_11-47-03

photo_2016-08-15_11-33-47

photo_2016-08-15_11-39-21

منطقه هزار جریب و ماه اردیبهشت در کنار دوستانی که مدتی بود با آنها همسفر نشده بودم به دلیل مشغله کاری و گرفتاری های روزمره  زندگی .کمی برنامه های پیش رو را بررسی کردم و شلوغی و تراکم کارها که به چشمم خورد بهترین گزینه همراه شدن بود و خود  را در طبیعت رها کردن ،آوای طبیعت را گوش سپردن ،آرامش خاطر پیدا کردن و بالاخره در سکوت و خلوت چند روزه ای که پیش  می آید ذخیره انرژی ،نیرو ،نشاط ،سرزندگی و تجدید قوا برای  سه ماه پر مشغله پیش رو .اعلام حضور کردم و مراحل ثبت نام  به لطف همیشگی دوستان انجام شد .تغییراتی در سفر داده شده بود وسیله رفت و آمد با اتوبوس از تهران بود .چهارشنبه تا ساعت ۹ مشغول کار هستم و باید کوله و وسایل آماده شود و صبح با خودم همراه کنم کار سختی بود ولی شوق سفر  همه چیز را هموار میکرد .صبح آماده بودم برای کوله کشی ولی شانس یاری میکرد ،پیام ارسال شده بود حرکت ساعت یازده شب وه چه عالی ،این هم از ویژگی های این گروه دوستانه است و برنامه ریزی ها که به جزئیات توجه میکنند و همه موارد در نظر گرفته میشود که کمترین فشار و زحمت برای همسفرها باشد . ساعت ۳۰-۹ در مسیر کار به خانه ام ،سردرد و حالت تهوع بسراغم آمده است ،نمیدانم چه کنم به سفر رو کنم یا روی بگردانم تا زحمتی برای همسفر ها نباشد با هماهنگ کننده تماس میگیرم با آرامش میگوید :خانه رسیدی کمی استراحت کن ،خوب میشوی و میتوانی همراه شوی .شربت آبلیمویی با شیرینی عسل می نوشم و ۵ دقیقه ای استراحت میکنم و با حالی بهتر آژانسی را درخواست میکنم و سفرم را آغاز میکنم .میدان آرژانتین ساعت حدود ۵۰-۱۰ دقیقه است چه همهمه و جمعیتی ،هر کسی را میبینی کوله پشتی به پشت و به دنبال ماشین گروه مورد نظرش هست ،یاد چهارراه تهرانپارس می افتم و صبح زودهای کوهنوردها و …. .با دوستان دیده بوسی و احوالپرسی میکنیم چه حس خوبی هست دیدن دوستان قدیمی و صمیمی و چقدر خوشحال کننده است دیدار دوستان در سلامتی و نشاط کامل با همان صمیمیت و همدلی .تا همسفرها برسند مشغول خوش و بش و گرم گفتگو میشویم .همسفران جدیدی هم به گروه پیوسته اند که نخستین سفر خود را تجربه میکنند و نیازمند فرصت هایی برای صمیمیت بیشتر هستیم ساعت حدود ۲۳٫۳۰ دقیقه است و باید سوار ماشین میشدیم ،اتوبوس ولوو و راننده ای جدید با امکانات صوتی ویژه ،(غم همیشگی سراغم می آید غم ناشی از نداشتن سکوت در سفرهای خوب دوستانه و تحمل موسیقی با صدای بلند چه بخواهی و چه نخواهی در همه سفرها با همه گروه ها که همه صمیمی و دوستان بسیار عزیزی هم هستند ولی دو پرسش هست که هنوز در سفرهای مسئولانه پاسخ خود را به خوبی دریافت نکرده اند یکی کشیدن سیگار و دیگر پخش موسیقی و در برخی روضه و روضه خوانی و با توجه به اینکه به دل طبیعت که پناه می بری به دنبال هوای سالم و مطبوع و تهی از دود و دم هستی و هم به آغوش سکوت و خلوت طبیعت با نغمه ها و آوازهای گوش نواز آن هستی ولی نمی توانی مانع خواسته دوستان و همسفران هم باشی و این پرسش همیشه برایت بی جواب میماند که آیا سفر مسئولانه به این دغدغه ها کی و چگونه پاسخ خواهد داد ؟ ) و در کنار دوستان به گپ و گفت پرداختیم ولی خستگی کار و تلاش روزانه و دو شب بیخوابی باعث  فرو رفتن در خوابی دلچسب می شود .چشم باز می کنم برای استراحت ، سیگار و استفاده از سرویس بهداشتی در منطقه فیروزکوه توقف کوتاهی داریم .پیاده می شویم و تحرکی چند و خرید تنقلات و آب با کوکی نادری که بسیار تازه و خوشمزه است از خودم و دوستان پذیرایی تنقلاتی میکنم .آماده ایم برای سوار شدن ساعت حدود ۳٫۴۵ بامداد و ما به سمت نکا به حرکت ادامه دادیم .

4-map

به نزدیکی جنگل پاسند رسیدیم ساعت ۸٫۳۰ دقیقه و سرپرست گروه زمان خوردن صبحانه و استراحت را اعلام می کند  .همسفران پیاده می شویم و در حالیکه عده ای مشغول فراهم آوردن وسایل صبحانه و گستردن زیراندازها می شویم و عده ای هم به فراهم آوردن آتش و برپایی چای مشغول می شوند .سفره های رنگارنگ در کنار هم و مواد صبحانه دست به دست می گردد و می چرخد وبا نوش جان کردن چای  بساط صبحانه جمع هم می شود ،سوار  اتوبوس می شویم .

اتوبوس از میان راه های پر پیچ و خم با چشم اندازهای سرسبز و بی نظیر جنگل هزارجریب به سمت مقصد یعنی غریب محله و سپس روستای ولم و چالکده به پیش می رفت .دره های سرسبز ،آسمان ابری ،منظره های ویژه و چشم نواز پیرامون ،آدمی را در آن صبحگاه مسخ و مسحور خود می کرد .تنها منطقه در جهان با درختان کهن باقی مانده از دوران کهن ۴۰ میلیون ساله زمین که دست نخورده به سلامت باقی مانده و به امانت به دست ما ایرانیان و البته به میزان بسیار محدود در جمهوری آذربایجان سپرده شده است تا حافظ و نگهدار آن باشیم .دیرینگی جنگل های هیرکانی همراه با زیبایی و شکوه سرسبزی این درختان چنان بار مسئولیتی بر دوش آدمی برای حفظ این منطقه بار می کند که باید برداشتن هر گام و گذاشتن گام بعدی را اندیشه کنی و بعد از هر حضور در هر نقطه این جنگل مطمئن باشی که هیچ اثری از تغییر و تخریب در محیط جنگل از خودت باقی نمی گذاری تا این جنگل ها بتوانند تا میلیون ها سال آینده هم به همین سرسبزی و با همین طراوت پایدار و برقرار باشند .آیا سفرهای ما و شیوه زندگی مردم و جامعه محلی این چنین است ؟ و آیا جوامع محلی به این امر توجه دارند یا حتی سرمایه های گرانبها و ملی یعنی خاک جنگل و گیاهان خودرو و مراتع را به دلیل نداشتن آگاهی نسبت به ارزش و جایگاه ملی و جهانی این چنین سرمایه های بی نظیر و البته فقر اقتصادی و مشکلات ناشی از این تنگدستی از بین برده و به شهرهای بزرگ و شهرنشینان منتقل میکنند برای کسب درآمد؟

9-1-RDHP6563

8-ESPW4396

photo_2016-08-15_11-35-28

به روستای ولم رسیدیم توقفی کوتاه بود برای مسیر یابی با هماهنگی سرپرست پیاده می شویم ،منطقه ای بسیار زیبا ، آرام ،ابرآلود و سر سبز .دخترانی چند با چهره هایی مصمم ،پرانرژی و با نشاط در کنار راه منتظر رسیدن سرویس هستند برای رسیدن به کارخانه نساجی منطقه و محل کار خود . سرگرم عکاسی از گیاهان گوناگون پیرامون می شوم ،این تنوع گیاهی بی نظیر از انواع گونه های گون ،کیسه کشیش ،قاصدک ،نوک لک لکی ،دم روباهی ،پونه و نعناع کوهی تا درختان و درختچه هایی مانند ممرز ،شمشاد خزری و سرخس بی نظیر است . سوار بر اتوبوس در جاده های پر پیچ و خم و خاکی به جلو  می رفتیم .هر از گاهی شاخه های فرو افتاده درختی از پنجره ماشین در مقابل صورتم بود و خوش آمد میگفت ولی با ضربه سخت ماشین رانده می شد و به بیرون می رفت .بالاخره در انتهای منطقه ولم که ابتدای رودخانه مهربانرود و مسیر پیاده روی است  اتوبوس می ایستد و ما با برداشتن وسایل انفرادی مورد نیاز و تنقلات و ناهار از اتوبوس پیاده می شویم و آماده سفری  به دل جنگل و پیاده روی در آب های خروشان و گاه آرام رودخانه اسپه او و رسیدن به آبشار اسپه او .

photo_2016-08-15_11-36-54

11-VKGJ4436

به سوی رودخانه روان می شویم .عبور از میان جنگلی انبوه و کهن ،حال و هوایی وصف ناپذیر و روح پرور دارد ،درسکوت جنگل ،نوای پرندگان و صدای جریان آب رودخانه ای پر آب.

رودخانه ای پر آب و خروشان ولی گل آلوده شاید به دلیل تخریب مراتع بالا دست و جنگل که حتی خاک جنگل برداشت میشود و در شهرهای بزرگ از جمله تهران برای پرورش کاکتوس فروخته میشود !! گاه تا کمر در آب رودخانه فرو میرفتیم ولی به شوق رسیدن به آبشار هفت طبقه اسپه او به پیش می رفتیم .

پس از کیلومترها پیاده روی در جنگل و رودخانه بالاخره به آبشار رسیدیم آبشاری بی نظیر و زیبا در طبقه های گوناگون که برای صعود به طبقه های بالاتر باید از میان آب های سرد آبشار عبور میکردیم و بسیار هیجان انگیز و جذاب بود .

photo_2016-08-15_11-37-51

photo_2016-08-15_11-37-35

آبشار “اسپه او” در موقعیت جغرافیایی N363600   E534628 در استان مازندران واقع است. این آبشار در نزدیکی روستای پاسند در منطقه هزار جریب نکا واقع است. از جمله جاذبه‌های طبیعی این روستا جنگل‌های سر سبز و خوش آب و هوای آن است و می‌توان از چشمه و آبشار اسپه او به عنوان یکی از شگفتی‌های طبیعت و نعمت‌های طبیعی این منطقه نام برد . برای رسیدن به این آبشار باید چند کیلومتری به شهر بهشهر مانده با دیدن تابلوی روستای پاسند در سمت راست جاده گرگان – ساری در اولین بریدگی جاده دور زده و  بعد از گذر از ورودی روستا از ورودی دوم که ورودی جنگل پاسند می باشد از طریق جاده بسیار زیبا و جنگلی روستای پاسند پس از ۳۰ دقیقه به رودخانه (نکاء) رسید و از این نقطه به بعد با پای پیاده در راستای خلاف جهت رودخانه (به سمت شرق) حرکت نمود – قسمت هایی از این مسیر از داخل رودخانه می گذرد لذا پیمایش مسافت تقریبا دو ساعته این آبشار بسیار مفرح  و لذت بخش است  . آبشار اسپه او به صورت پلکانی و کاسه ای بوده و منظره بسیار بی نظیری دارد. صد ها حوضچه  آهکی در ۷ طبقه که در طول سالیان متمادی ایجاد شده باعث ایجاد آبشار شده اند  . این آبشار زیبا و دیدنی با ارتفاع بیش از ۳۰ متر، از چشمه ای  از دل کوه سیاخانی سرچشمه می گیرد و به رودخانه نکا رود می ریزد.

پس از صعود به طبقه هفتم آبشار توفقی کوتاه داریم برای استفاده از چشم اندازهای زیبای پیرامون ،آب بازی ،شیطنت های دوستانه و بازی های جذابی که همیشه در چنین لحظه هایی دوستان خوش ذوق مان طرح میکنند و اینبار روشن کردن آتش بر فراز آبشار بوسیله عینک و ذره بینی کوچک که برای تعمیر اضطراری عینک به کار می رود و برای لحظاتی چند دو گروه سرگرم تهیه آتش بودیم و موفق نشدیم هر چند تمام فرمول ها و قوانین فیزیک و شیمی را مرور کردیم . در طبقه های بالایی در لابلای حوضچه های آهکی چند فسیل سرخس قابل مشاهده است ولی عکسی نمی گیرم .

23-IMG_4754

پس از مدتی استراحت و تفریح از مسیری در سمت راست آبشار که خاک برگ و ساده تر است به سمت پایین حرکت می کنیم و رودخانه و جنگل را پشت سر می گذاریم و به سمت اتوبوس براه می افتیم و در ساعتی از بعد از ظهر پس از طی حدود ۱۴ کیلومتر پیاده روی در مسیر رفت و برگشت برای رسیدن به آبشار اسپه او به سوی اتوبوس و سپس به سمت استراحتگاه شبانه در روستای چالکده به حرکت در  می آییم و طبق قانون همیشگی سفر زباله هایمان را با خود همراه داریم .

24-IMG5477

روستای چالکده ،اتوبوس در مقابل دو در بزرگ پارکینگ مانند توقف می کند و با اعلام سرپرست همگی همراه با وسایل و کوله پشتی ها یمان پیاده می شویم .خانه ای دو طبقه و خوشبختانه به سبک قدیم روستاهای شمال و خانواده ای روستایی همچون دیگر روستاهای ایران که با لبی خندان و رویی گشاده از ما استقبال می کنند و ما را به اتاق هایمان راهنمایی می کنند .اتاق ها تلفیقی از خانه روستایی با امکانات شهری از قبیل حمام و سرویس بهداشتی در هر اتاق و در طبقه همکف و بنا به پیشنهاد میزبان زوج های گروه به اتاقی جداگانه و دخترها به اتاقی و پسر ها هم به اتاقی دیگر هدایت می شویم .پس از گرفتن دوشی و ساماندهی وسایل ،همگی در کنار میز بزرگی که در وسط حیاط جلو اتاق ها قرار دارد جمع می شویم برای خوردن چای و شیرینی .میزی  با خلاقیت بسیار با استفاده از چند در چوبی بلا استفاده که بر روی چهار پایه قرار گرفته است .پس از صرف چای و رفع خستگی علاقه مندیم گشت و گذار دیگری در اطراف روستا داشته باشیم و بیشتر با منطقه  آشنا شویم .

28-QDKL2002

تنی چند از دوستان اظهار آمادگی می کنیم که مکان و موقعیت مجموعه نگین را که به ما قول استقرار در آنجا داده شده بود ، بازدید کنیم و با توجه به اینکه همه گروه اعلام آمادگی برای این بازدید دارند با هماهنگی سرپرست گروه و مسئول مجتمع نگین با دو دستگاه وانت نیسان به سمت مجموعه به راه میافتیم .معماری داخلی و خارجی بنا که تلفیقی از معماری کهن ایرانی و معماری مدرن است همراه با المان های ایرانی بسیار جذاب و قابل تحسین است از جمله نقش و نگار و کنده کاری های در و پنجره ها و حمام عمومی زنانه و مردانه و جکوزی و خزینه با چشم انداز بسیار وسیع و زیبا از جنگل و دریا و رودخانه و کوه ولی متوجه می شویم که بانی و مسئول این مجموعه  برخورد سودجویانه ای می کند  چرا که علی رغم اینکه به دلیل خطاها و شاکیان محلی که داشته و باعث پلمب شدن مجتمع نگین و ممنوعیت فعالیت آن شده است با این حال باز هم تلفنی رزرو اتاق را  می پذیرد و پذیرش مسافر دارد .حال آنکه هنگامیکه مسافر مراجعه می کند مواجه می شود با مجموعه ای پلمب شده و ناگزیر در خانه های روستایی ساکن می شود ( همچنانکه به سرپرست برنامه این پذیرش را داده و هنگام مراجعه ما سرپرست مواجه می شود با خانه ای روستایی که با تمام کیفیتی که داشت و مهمان نوازی صاحبخانه ولی رطوبت در نیمی از اتاق ها بسیار آزار دهنده بود ) . شب شده است و تاریکی آسمان شب را فرا گرفته است و ستاره ها چشمک زنان حال و هوای با شکوهی به آسمان شب می بخشیدند به سمت محل استراحت بازمی گردیم با همان دو وانت نیسان که رفته بودیم . با رسیدن به محل استراحت اعلام می شود شام و استراحت و فردا صبح ساعت ۸ به سمت آبشار  دم دمی .دور میز شام جمع می شویم برخی شام همراه دارند و برخی به صاحبخانه سفارش جوجه کباب داده اند و خانواده میزبان مرغی سربریده اند و مشغول آماده سازی و طبخ جوجه کباب و همسفران در انتظار شام که در این هنگام دوستی عزیز به همراه دو کیک وارد جمع می شود و جشن تولد نامزد خود را اعلام می کند .جشن و سرور گرم و صمیمی برقرار می شود که باعث شور و نشاط بخشیدن مضاعف به جمع است .تا هنگام فرا رسیدن  خواب و استراحت ،گروهی بازیهای دستجمعی چندی را اجرا می کنند و دوستان دیگری به گپ و گفت می پردازند و همه بصورت انفرادی و جمعی سرگرم هستند .حشرات گوناگون ،زیبا و کوچک و بزرگ بر روی دیوار و اطراف نور چراغ و تعدادی هم با ورود به اتاق ها , در جنب و جوش و وزوز هستند انواع شاپرک ها ،بیدها و سوسک های بسیار زیبا جیر جیرک ها و خلاصه در یک محدوده کوچک تنوع زیستی بی نظیری از حشره ها دیده می شد .زمان خواب فرا رسیده است و به اتاق هایمان می رویم تعداد زیادی تشک و پتو و بالشت در هر اتاق قرار دارد که ما را بی نیاز از گستردن کیسه خواب میکند ،لحاف و تشک هایی با ملحفه های رنگارنگ و گلدار که سرشار از سرزندگی و نشاط است ،بعضی دوستان از حضور مهمانان ناخوانده واهمه دارند و برخی دیگر حضور آن ها را به رسمیت می شناسند یک مارمولک و سوسک و پروانه را از اتاق به بیرون هدایت می کنم تا دوستان هم اتاقی در آرامش کامل به خوب بروند .نورها خاموش می شود و آرامش و سکوت همه جارا فرا می گیرد و تنها صدای باد و آبی که در دور دست ها جاری است شنیده می شود و همه در خوابی آرام فرو می رویم .

صبح زود از خواب برمی خیزم و به تماشای طلوع آفتاب در ایوان طبقه دو خانه مشرف به جنگل و کوه ،وه چه باشکوه و زیبا است و روستاییان منطقه چه زندگی با کیفیتی را سپری می کنند و چقدر اهمیت دارد آگاهی آن ها نسبت به این سرمایه بی نظیر و رایگانی که طبیعت در اختیار آن ها قرار داده است ولی آیا به این مهم آگاهی دارند یا زرق و برق زندگی شهری تحریک کننده پرخواهی ، پول دوستی و سود جویی بیش از حد در آن ها شده است و در پی تخریب و تبدیل این سرمایه های طبیعی به پول هستند ؟ مسئولیت آگاه سازی جامعه محلی نسبت به داشته های طبیعی و ملی پیرامون آن ها اعم از آب و خاک و جنگل و معدن و پرنده و حیات وحش با چه ارگان و افرادی هست تا زندگی و توسعه پایداری در این مناطق ایجاد شود و شکل بگیرد ،و آیا اگرهر گردشگر چه انفرادی و چه گروهی با سفری مسئولانه به چنین مناطقی سفر کند می تواند تأثیر جدی گذاشته و نقش بسزایی در ایجاد دگرگونی عمیق در جامعه محلی داشته باشد ؟ و تفاوت سفر مسئولانه با سفر شادشاد و غیر مسئولانه تنها یک نگاه ویژه و توجه به منابع طبیعی منحصر به فرد و میلیون ساله این مرز و بوم است .

دوستان بیدار شده اند آماده برای خوردن صبحانه و میزبان از ساعت ها قبل در تدارک میز صبحانه ای به یادماندنی .میز صبحانه آماده است با محصولاتی متنوع و محلی .زنان از زودهنگام صبح در تلاش پختن نانی تازه و مطبوع و مردان در تکاپوی تهیه و آماده سازی نیمرو با تخم مرغ محلی و بقیه موارد .این همه مهر و صفا و برکت را در کجا می توان یافت جز با زندگی در بیکرانگی طبیعت بیکران و بیشتر روستاها و روستانشین های ایران این چنین هستند چه در جنگل و چه در دل کویر.

34-PHKE9340

صبحانه آماده و میز صبحانه در انتظار مسافران و میهمانان و نان های تازه حاصل دسترنج بانو داخل تشت و درون سفره ای پارچه ای به میز منتقل میشود و جنب و جوش خوردن یک صبحانه بیاد ماندنی و گروهی آغاز می شود .

35-IMG_1763

36-IMG_1761

37-IMG_1759

باصرف صبحانه و سرشار شدن از انرژی ،صدای سرپرست است که همه را به سرعت در آماده شدن برای سفر امروز دعوت می کند .به سوی آبشار دم دمی از میان جنگل و رودخانه با راهنمای محلی .از راه های باریک خاکی در میان جنگل و سپس رودخانه باید عبور کنیم ،در ابتدای مسیر از برکه بسیار زیبای محلی به نام استی شو دیدن می کنیم .کنسرت قورباغه ها غوغایی شگفت انگیز برپا کرده است ،برکه ای نسبتا گسترده با آبی زلال و تنوع گیاهی بسیار و چشم اندازی ویژه از جنگل و کوه و خانه های روستایی با شیروانی های قرمز و سفید در میان سبزی درخت ها و مراتع اطراف ،پس از توقفی کوتاه و اجرای مراسم عکاسی گروهی و انفرادی به مسیر ادامه می دهیم .

38-IMG_1810

39-IMG_1779

photo_2016-08-15_11-38-18

در راه هم فرصت ها را مغتنم شمرده و شعرهایی را گروهی می خوانیم و آوازهایی را انفرادی دوستان اجرا می کنند و با حال و هوای جادویی جنگل و رود به حرکت ادامه می دهیم .اکنون در کنار آبشار دم دمی رسیدیم محدوده ای زیبا و بی نظیر چونان مناطق طبیعی دیگر .توقف می کنیم و با جمع کردن مقداری چوب خشک از اطراف و برافروختن آتش چای هم آماده می شود .مصمم می شوم بدنبال راهنما به پایین و داخل آبشار بروم علی رغم نگرانی برخی دوستان ،وارد شدن به آبشاری که در پای خود دریاچه ای ایجاد کرده است هیجان انگیز است ،و چه کیفی دارد آبتنی در آن ولی ما خانم ها نبایدها را رعایت  می کنیم و محدودیت داریم ،پسرها مشتاق می شوند برای آبتنی و شیرجه رفتن در آب از ارتفاع بالای آبشار ،برای لحظاتی جنب و جوش ویژه ای برقرار می شود و پسرها یکی بعد از دیگری داخل دریاچه کوچک آبشار پریده اند ولی ما دخترها هم بیکار نیستیم و با لباس به زیر آبشار می رویم و از خنکای آب آرامش می گیریم .عده ای به مدیتیشن در کنار آب می پردازند عده ای در سکوت و خلوت خود به تماشای طبیعت مشغولند بعضی تماشاگر و تشویق کننده دوستان برای ماجراجویی در آب .

بعد از صرف چای و اجرای چند بازی گروهی و مراسم عکس گرفتن به سمت محل استراحت حرکت می کنیم .لحظات شمارش معکوس سفر فرا رسیده است .آرام آرام به مقصد بازمی گردیم و با جمع آوری وسایل شخصی به مرتب کردن و پاکسازی اتاق ها ،سرویس بهداشتی و وسایل خواب  می پردازیم .در حیاط خانه با میزبانان عزیز و مهربان و پر تلاش خود عکس هایی به رسم یادگاری گرفته و خداحافظی  می کنیم .اتوبوس به سمت تهران براه می افتد .و ما طبیعتی بکر و کهن و بی نظیر را پشت سر می گذاریم و با آرامش و نشاطی که ذخیره کرده ایم به سوی از سر گیری زندگی پر دود و دم ماشینی فرا خوانده  می شویم .پس از اندک زمانی گپ و گفت ها و تبادل نظرها یمان شروع می شود و با همسفر های جدید که اکنون دوستانی قدیمی شده ایم به بازی های گروهی مانند پانتومیم می پردازیم و طبق برنامه همیشگی در سفرها به نقد و بررسی سفر می پردازیم .ابتدا دوستان سفر اولی و بعد بقیه دوستان ،به این شیوه پیشنهادها و نظرها و انتقادها مطرح می شود و اشتباه ها و کاستی ها بررسی می شود برای رفع و یا تقویت آنها و توسط دوستان مسئول یادداشت می شود و دل خوری های احتمالی در میانه راه گذاشته می شود و همسفرها با کوله باری از خاطرات خوب و خوش باقیمانده از هم جدا می شوند .وقت ناهار است ،جایی جنگلی در محدوده بهشهر از ماشین پیاده می شویم برای صرف ناهار ،در یک محیط طبیعی و سرسبز به این زیبایی نخستین چیزی که به چشم می آید و آزاردهنده است پسماندها و انواع پلاستیک و بطری و قوطی کنسرو و … است که در محیط پخش شده است .سفره هایمان را پهن می کنیم و ناهار را نوش جان می کنیم ،آخرین قسمت ذخیره های غذایی مان و آنچه از کنسرو و مواد غذایی اضافه می آید به صورت مرتب و پاکیزه به نگهبانی کارگاهی که در آنطرف جاده است تحویل می دهیم برای کارگران و افراد مستقر در آنجا ،با استقبال آنها را از ما دریافت می کنند .اکنون نوبت پاکسازی این محیط طبیعی است که به نظر می آید محل تفرج اهالی شهرهای اطراف است کیسه های زباله را آماده می کنیم و گروهی به پاکسازی محیط می پردازیم ،این بخشی از مسئولیت ما برای پاکیزگی محیط طبیعی است . ولی آیا تک تک افراد گردشگر در هر کجای این سرزمین چنین مسئولیتی ندارند ؟

45-IMG_1885

44-IMG_1887

46-FHZZ7326

پس از پاکسازی و بسته بندی زباله ها آماده ایم برای سوار شدن به اتوبوس ،ولی بگونه ای ناباورانه با مخالفت راننده و کمک راننده برای حمل این پسماندها تا اولین شهر یا پلیس راه یا هر جای قابل دپو برای این پسماندها می شویم و حتی با اصرار و خواهش جمعی ما باز هم راننده نمی پذیرد و تلاش این جمع را نادیده می گیرد ،به ناچار کیسه های زباله را در کناره جاده قرار می دهیم شاید کسی احساس مسئولیت کند و آنها را منتقل کند و شاید هم بر حجم آنها افزوده شود .راننده ای که برای نخستین بار است با او سفر می کنیم و من هم نخستین بار است با چنین برخوردی از یک راننده روبرو می شوم.

با افسوس از این رفتار ناآگاهانه راننده در سکوتی تلخ به اتوبوس سوار می شویم . از فرط خستگی خوابی شیرین سراغم می آید .چشم باز می کنم تاریک است و ما در منطقه گدوک هستیم .پیاده می شویم برای استراحت و سرویس بهداشتی و نوش جان کردن آش دوغ و دوغ محلی و حرکت به سمت تهران .پاسی از نیمه شب گذشته به تهران و میدان آرژانتین می رسیم و لحظه خداحافظی فرا می رسد .تا برنامه ای دیگر و سفری مسئو لانه در کنار یاران همسفر .

تهیه و تنظیم : منصوره بوستان پور
کانون گردشگران جوان ایران
irangardan.ir

Share

یک دیدگاه

  1. ممنون عالی بود
    با اتوبوس یارو مسافرت نکنید

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !