خانه / گزارش سفر به سایر کشورها / سال85 / هندوستان و سفر بر روی رودخانه خروشان

هندوستان و سفر بر روی رودخانه خروشان

هندوستان-سفر بر روی رودخانه خروشان

 مقدمه :

كشور ما ايران به دليل موقعيت خاص جغرافيايي، ويژگي‌هاي اقليمي و شرايط ويژه زمين شناختي جاذبه‌هاي طبيعي گوناگوني دارد كه وجود اين جاذبه‌هاي متنوع باعث گرديده ايران در زمينه توريسم طبيعي يا اكوتوريسم در دنيا بي همتا باشد.

يكي از شاخه هاي توريسم طبيعي، سفرهاي ماجراجويانه است. در اين سفرها كه متاسفانه در ايران چندان شناخته شده نمي باشد، توريستها به انجام فعاليتهاي ماجراجويانه و هيجان انگيز در دامان طبيعت پرداخته و با مواجه شدن خطر، گذر از موانع طبيعي و زندگي در دل طبيعت لحظات و سفري متفاوت را تجربه مي‌كنند.

كيانوش محرابي، كسي است كه سالها با علاقه‌ي فراوان در زمينه‌ي معرفي، طراحي و اجراي سفرهاي ماجراجويانه و طبيعت‌گردي فعاليت داشته است. يك نوع از اين سفرهاي هيجان انگيز، قايقراني بر روي امواج خروشان است (white water Rafting). نامبرده به دليل سابقه‌ي ۲۰ ساله در ورزش هاي مختلف آبي و علاقه‌ي وافر بارها اقدام به طراحي و اجراي چنين برنامه‌هايي در خارج از كشور كرده است. در ايران علي رغم وجود رودخانه‌هاي بسيار مناسب قايقراني توريستي متاسفانه امكانات مناسبي در اين زمينه وجود نداشته و شرايط فعاليت در اين زمينه گردشگري فعلاً مهيا نيست.

آقاي محرابي مي‌گويد: سالهاست كه فعاليت توريستي ورزشي قايقراني بر امواج خروشان آشنايي دارم و در اين زمينه هميشه كشورهاي اروپايي نظير فرانسه، انگلستان و … پيشتاز بوده و ركوردهاي مختلفي به ثبت رسانده‌اند. به عنوان يك ايراني آرزويم اين بود كه بتوانم همراه با گروهي از هموطنان ايراني يك نمونه از اين سفرهاي ماجراجويانه بر رودخانه وحشي را به نام ايران و ايراني به ثبت برسانم. بدين منظور از يكسال قبل دوستان قايقران خود  در كشورهاي هندو نپال صحبت كردم و پس از بررسي و هماهنگي‌هاي بسيار زياد، به اين نتيجه رسيديم كه برنامه‌اي 10 روزه در منطقه اوترانچال (شمال شرقي هند) برگزار كنيم كه به مدت 5 روز مسافتي حدود 140 كيلومتر را از نقطه‌اي به نام رودراپراياگ در نزديكي مرز تبت سوار بر امواج خروشان رودهاي آلاكناندا و گنگ تا شهر ريشيكش طي كرده در حالي كه ارتباطي با خارج از محيط وحشي نداشته و تمام تجهيزات و وسايل سوار بر قايق حمل مي‌شوند.

به دليل تخصصي بودن برنامه از تعدادي از بهترين قايقرانان و راهنمايان قايقراني در آبهاي خروشان از كشورهاي هندونپال دعوت كردم تا به گروه ماجراجوي ايراني محلق شوند. بدين ترتيب هماهنگي‌هاي نهايي انجام شد. اين برنامه را به تعدادي از علاقه‌مندان به ماجراجويي و طبيعت‌گردي اعلام كردم كه با استقبال مواجه شد

براي ثبت تصاوير مهيج اين برنامه يكي از دوستان قرار شد به عنوان فيلمبردار گروه را همراهي كنند. تا بتوانيم با ساخت فيلمي مستند از اين سفر هيجان انگيز علاقه‌مندان بيشتري را به تجربه‌ي چنين فعاليتهايي توصيف كنيم.

روز يكشنبه 6/9/85 جلسه‌اي توجيهي براي ذكر جزئيات برنامه، تقسيم وظايف تذكر نكات ضروري و اعلام شرايط خاص سفر برگزار شد. افراد حاضر كه قبلاً از نظر پزشكي و توانايي جسماني تائيد شده از گروه سني و طيف‌هاي مختلف اجتماعي بودند. آنها بعد از معرفي از علايق و تجربه‌هاي طبيعت گردي خود صحبت كردند و مشخص شد كه بيشتر اين افراد اولين سفر قايقراني خود را تجربه مي‌كنند. بعد از معاون آقاي محرابي در مورد وظايف نحوه‌ي اجرا تاريخ شروع 16/9/85) و پايان برنامه (26/9/85) محل‌هاي مورد بازديد خطرات اجتماعي و وسايل مورد نياز كه شامل وسايل شخصي و قايقراني بود توضيحاتي دادند. بعد از توضيحات فيلمي هم از برنامه‌ي Rafting يك گروه انگليسي نمايش داده و در حين نمايش فيلم بحث‌هايي پيرامون نكات ويژه و فني انجام شد. محل قرار و ساعت شروع برنامه ساعت 10 شب چهارشنبه 16/9/85 در فرودگاه امام خميني اعلام گرديد. آقاي محرابي نيز به منظور هماهنگي هاي نهايي با قايقرانان هندي و نپالي و چك كردن جزئيات سفر يك هفته قبل از تاريخ اعلام شده به هندوستان سفر كردند.

در خصوص سفرهای ماجراجویانه

سفرهای ماجراجویانه در حقیقت شاخه ای از تورهای طبیعت گردی بوده که در آن مسافران برای تجربه هیجان و مواجه شدن با مخاطرات و موانع طبيعی و غلبه بر مشکلات سفر شرکت می نمایند. در این سفرها مسافران اغلب به محیط های وحشی و طبیعی بکر و دست نخورده سفر می کنند و معمولا اینگونه برنامه ها همراه با انجام فعالیت های ورزشی است. قایق سواری بر رود خروشان (رفتینگ)، سنگ نوردی، فرود از آبشار، پرش از ارتفاع و …. از این قبیل فعالیت ها می باشند.

درباره قایق سواری بر رود خروشان

قایق سواری بر رود خروشان فعالیتی بسیار مهیج و در عین حال خطرناک می باشد. این ورزش در رودخانه های وحشی انجام شده که قسمت هایی از آن به عنوان آب سفید (White Water) نامیده می شود. دلیل ذکر” آب سفید” این است که در قسمت های خروشان آب رودخانه کف کرده و به رنگ سفید در می آید. قایقرانان با گذر از امواج خروشان رودخانه و موانع طبیعی هیجان و لذت را تجربه می کنند. قایق سواری بر رود خروشان انواع گوناگونی دارد:

1.  Rafting (کلک سواری بر رود خروشان)

در این رشته از قایق های بادی به نام کلک یا Raft با طول بین 5/3 تا 6 متر و عرض 8/1 تا 5/2 متر استفاده می شود. معمولا تعداد 4 تا حداکثر 9 نفر مسافر روی لبه بادی قایق مقابل یکدیگر نشسته و با دستور راهنما یا سکاندار به طور هماهنگ پارو می زنند. راهنما در عقب قایق نشسته وظیفه دارد تا به پاروزدن سرنشینان جهت داده، کنترل کامل قایق برای تغییر مسیر ها و یا گذر از قسمت های خروشان (Rapid) بر عهده اوست. قایقرانان با پارو زدن خود قایق را به سمت جلو و یا در جهات دیگر به حرکت در می آورند. این فعالیت بسیار مهیج بوده و مسافران از تجربه این فعالیت هیجان انگیز و البته در بعضی موارد خطرناک لذت می برند.

 البته نوع دیگری از این قایق هم وجود دارد که راهنما در وسط قایق بر روی صندلی مخصوصی نشسته و با دو پاروی بلند قایق را هدایت می کند. در این قایق پاروزنان دیگر نقش زیادی در هدایت قایق ندارند و بیش از 80 درصد کنترل قایق بر عهده راهنما است.

برای تامین امنیت قایقرانان در قایق جعبه کمک های اولیه و وسایل امداد و نجات حمل شده، مسافران از کلاه های ایمنی مخصوص و نیز جلیقه های نجات استفاده می نمایند.

به دلیل شرایط خاص اجرای چنین فعالیتی راهنما می بایست تسلط کامل به کمک های اولیه داشته، با فنون امداد و نجات آبی و خشکی آشنایی کامل داشته و سال های سال به عنوان کمک راهنما به کسب تجربه پرداخته باشد.

همانگونه که قبلا هم ذکر شد قسمت های خروشان رودخانه Rapid  نام دارد. رپید ها انواع مختلف نظیر آبکشی، گردابی، ستونی، حفره ای، دیواره ای و صخره ای دارند و درجات مختلفی دارند. درجه رپید ها ثابت نبوده و بستگی به سرعت و عمق جریان رودخانه ای دارد. در بعضی فصول بسیاری ازرپید های ساده غیر قابل عبور می شوند.

درجه بندی قسمت های خروشان رودخانه:

  1. درجه 1: گذر از قسمت خروشان ساده بوده که به مانور و تکنیک خاصی برای عبور نیاز ندارد.
  2. درجه 2: موج ها متوسط تا بلند،  کمی دشواربوده و در آن سنگ و صخره هم دیده می شود و برای عبور به مانور و تکنیک های اولیه نیاز دارد.
  3. درجه 3: موج ها بلند بوده و قطرات آب تا ارتفاع 2 متر در هوا پخش می شوند. این درجه از موج به مانور زیادی احتیاج داشته و مخصوص قایق رانان حرفه ای می باشد.
  4. درجه 4: موج های بسیار بلند و صخره در آن دیده می شود به مانور بسیار سریع نیاز است و تنها قایق رانان بسیار حرفه ای از پس آن بر می آیند.
  5. درجه 5: موج های بسیار بلند با صخره های كشيده همراه با خطر زیاد برای قایقرانان. نیاز به تجربه بسیار و عکس العمل های حرفه ای دارد. در این نوع موج خطر مرگ و یا نقص عضو قایق رانان وجود دارد.
  6. درجه 6: موج های بسیار بسیار بلند همراه با صخره های عظیم و خطرات بسیار. در این درجه خطر مرگ و یا نقص عضو قایق رانان را تهدید می کند.

    2.    کایاک سواری

   در این فعالیت مهیج قایقران سوار بر قایقی یک نفره بوده و با پارویی دو کفه ای به هدایت قایق می پردازد. هیجان و مخاطرات این رشته بیش از قبلی است و به مهارت بسیار بالایی نیاز است. این نوع قایق ها با دیگر قایق های کایاک متفاوت بوده و مخصوص آبهای خروشان طراحی شده لذا قدرت مانور بالایی  دارد. قایقران از کلاه ایمنی، جلیقه نجات، سوت نجات، پارو، قایق ودامن کشی

 (برای پوشاندن فضای بین بدن و لبه قایق طوری که آب وارد قایق نشود) استفاده می کند.

 3.     کانو سواری

نوع دیگری از قایقرانی در آب خروشان می باشد که در آن پارو تک کفه ای است و قایق ها یک نفره و دو نفره می باشند. این رشته نیز شرایط خاص خود را دارد. مخصوصا در رشته دو نفره هماهنگی بین دو قایقران بسیار دشوار می باشد.

روز اول (16/9)- تهران / دهلی

مسافران همراه با فیلمبردار که جمعا 10 نفر بودند، صبح روز پنج شنبه 17 آذر 85 از فرودگاه امام خمینی تهران با پرواز ماهان به مقصد دهلی پرواز کردند. آقاي محرابي به عنوان راهنمای سفربه پیشواز گروه آمدند، که ساعت 7 صبح وارد فرودگاه دهلی شده بودند و با آویختن حلقه گل به گردن همسفران به آنان از طرف دوستان هندی خوش آمد گفتند. چون می خواستیم حداکثر بهره از زمان را ببریم لذا در راه شهر اقدام به  بازدید از معبد آکشاردام کردیم. این معبد بسیار عظیم بود طوری که حداقل زمانی که در آنجا صرف کردیم سه ساعت بود. کار ساخت این معبد به تازگی به اتمام رسیده و دارای حیاط ها و ساختمان های متعددی بود. در تمام قسمت های آن مجسمه های بسیار زیبا شامل پیکره های انواع حیوانات مخصوصا فیل و نیز کنده کاری های متنوع بر روی دیوار ها که همگی بر روی سنگ مرمر و سایر سنگ ها انجام شده بود به چشم می خورد. همچنین مجسمه های عظیم الهه ها و خدایان هندوها و نیز انجام مراسم آیینی توسط مردم از نظر مسافران بسیار جالب به نظر می رسید.

سپس برای استراحت به هتل محل اقامت رفتیم. پس از صرف ناهار و استراحت، بعد از ظهر همان روز از دروازه هند (India Gate) و یادبود گاندی (Gandhi Memorial) بازدید کرده و بعد برای تماشای موسیقی و رقص های محلی به یک مرکز هنری رفتیم و در هتلی نزدیکی همان محل شام را صرف کردیم. سپس برای استراحت به هتل محل اقامت برگشتیم.

روز دوم: دهلی – هاریدوار – ریشیکش :

صبح ساعت 5:30 هتل را ترک کرده و برای سفر به شمال هند به ایستگاه راه آهن دهلی رفتیم. قطارشتابدی (Shatabdi Train) که سریعترین قطار در شبکه ریلی هند می باشد، راس ساعت 6:50 به راه افتاد و پس از گذر از میان مناظر بسیار زیبا ساعت 11:45 وارد شهر هاریدوار شدیم.

هاریدوار (Haridwar) در ایالت اوترانچال (Uttranchal) قرار دارد که به دلیل واقع شدن در کنار دو رود گنگ و یامونا (رودهای مقدس از نظر هندی ها) یکی از شهرهای مقدس هندوها می باشد و معابد بسیاری در آن وجود دارد. به طور كامل ایالت اوترانچال برای هندوها منطقه ای مقدس است طوریکه مردم از سراسر هند برای انجام مراسم آیینی به این منطقه رو می آورند. به خصوص محدودیت های خاص آیینی در این ایالت وجود دارد که همه ملزم به رعایت آن هستند. برای مثال خوردن غذای گوشتی حرام است و در هیچ جای این منطقه غذای گوشتی یافت نمی‌شود.

در ایستگاه راه آهن سرگروه قایقرانان هندی، دارما به پیشواز ما آمده بود. همه سوار بر اتوبوس شده و راهی دیگر شهر مقدس هندوها یعنی ریشیکش (Rishikesh) شدیم. در مسیر راه اولین منظره رود گنگ را دیدیم. هیجان اعضای گروه با دیدن رود گنگ بیشتر شده و همه برای شروع قایقرانی لحظه شماری می کردیم. ساعت 13:30 وارد هتل کوهستانی تپووان (Tapovan) شدیم. سپس در یک رستوران محلی ناهار را صرف کردیم. همسفران برای اولین بار غذاهای گیاهی هندی را تجربه می کردند و انتظار نداشتند بتوانند غذای گیاهی لذیذ میل کنند.

ریشیکش شهری بسیار زیباست که جنگل های انبوه و سرسبز آن را احاطه کرده و رود گنگ با عرضی حدود 240 متر از وسط شهر عبور کرده و تنها راه ارتباط بین دوطرف شهر دو پل معلق به نام های رام جولا و لاکشمانجولا با فاصله ای حدود 3 کیلومتر از یکدیگر است. ریشیکش به دو بخش رام جولا و لاکشمانجولا تقسیم شده و محیطی بسیار آرامش بخش و مفرحی دارد. این شهر مهمترین مرکز آموزش علوم روحی در هند و حتی سراسر دنیا می باشد و علاقمندان به تمرین سبک های مختلف یوگا، مدیتیشن و آشنایی با علوم روحی به این منطقه سفر کرده و ماهها به انجام تمرین های خاص می پردازند. در این شهر مدارس آموزش علوم روحی (Ashram) بسیارزیاد است و در تمام طول سال اقدام به برگزاری کلاس های مختلف می کنند.

عصر همان روز برای تماشای مراسم آرتی (Arthi Ceremony) به محل اجرای برنامه رفتیم. مراسم آرتی درحقیقت مراسم آیینی (عبادت) هندو هاست که هر شب در کنار رودهای مقدس انجام می شود. برگزار کنندگان مراسم قبل از غروب آفتاب با لباس های مخصوص مقابل الهه‌های مورد پرستش خود مي‌نشينند. سپس در محلی مخصوص آتشی روشن کرده و گیاهان و روغن مخصوصی را برای تطهیر آتش در آن می ریزند و همزمان دعاهایی به صورت آواز، به زبان سانسکریت و هندی خوانده و اقدام به نواختن سازهای سنتی می‌كنند. این مراسم بسیار شاد بوده و تمام شرکت کنندگان را مجذوب خود می کند. در این میان بعضی افراد به انجام یوگا و تمرینات خاص می پردازند. در بخشی از مراسم در ظروفی مخصوص آتش روشن کرده و ظروف را همراه با حرکات خاص، دست به دست می گردانند. در این بین افرادی که نذر دارند هدایای خود را بر روی برگ همراه با شمع های روشن. در رود گنگ رها کرده و اعتقاد دارند که رود گنگ اگرهدایای آنها را قبول کند نذرشان برآورده می شود.

پس از مراسم به هتل محل اقامت برگشته و پس از کمی استراحت برای هماهنگی های نهایی در حیاط هتل جمع شدیم. آقاي محرابي و دارما برای مسافران جزییات برنامه را گفتند. در این جلسه مسیر سفر، موانع و سختی های راه، نحوه هماهنگی، تقسیم کارها و تمام جزییات را توضیح و به سوالات همسفران پاسخ دادند. هنگام توضيحات، شور و هیجان ماجراجویی در چشمان همسفران به خوبی ديده مي‌شد. ولی از طرفی آقاي محرابي نگران بودند چون برای افراد گروه این برنامه اولین سفر قایقرانی در رود خروشان بود، البته در گروه چند کوهنورد و طبیعت گرد حرفه ای وجود داشت که حضور آنها کمی خیال ايشان را راحت می کرد.

در چنین برنامه هایی مدیریت قاطع بسیار مهم است و آقاي محرابي برای اجرای مناسب این برنامه مجبور بودند بسیار قاطع و جدی باشند و حتی برخلاف میلشان در بعضی مواقع با تندی برخورد کنند.

پس از اتمام جلسه به اتاق تک تک افراد گروه آمدند و وسایل آنها را چک کردند، چراکه کم داشتن وسیله ای ضروری و یا برداشتن وسایل اضافی می توانست باعث دردسر شود.

مسافران پس از صرف شام خوابیدند. گروه تدارکات، نیمه شب برای بردن قایق ها و وسایل جمعی راهی شدند.

روز سوم: ریشیکش- رودراپرایاگ – ونچوری

صبح ساعت 5 همه از خواب برخاستند، 5:30 هوا هنوز تاریک بود که از هتل با اتوبوس به راه افتادیم. می بایست از جاده ملی یا National Highway  تا نزدیکی مرز هند و تبت پیش می رفتیم. افراد گروه بسیار هیجان زده بودند. پس از یک ساعت خورشید کم کم طلوع کرد تازه متوجه مناظر رویایی اطراف شدیم. حدود ساعت 7 برای صرف صبحانه در یک رستوران محلی که از قبل هماهنگ شده بود توقف کردیم. دلی از عزا در آورده و صبحانه کاملی خورديم، چراکه این آخرین وعده غذایی در رستوران از آن پس به مدت 5 روز می بایست غذا ها در طبیعت آماده و صرف شوند. سپس از منظره دل انگیز رود خروشان گنگ در پایین دره چند عکس گرفته و به راه خود ادامه دادیم.

      البته جاده بسیار خراب بود ولی در عوض از میان جنگل های انبوه گذشته و در بیشتر مسیر منظره رود گنگ را در کنار خود داشتیم. حدود ساعت 10 صبح به یکی از مقدس ترین شهرهای هندوها یعنی دوپرایاگ رسیدیم (Devprayag). این شهر منظره ای بسیار زیبا داشت و محل تلاقی دو رود آلاکناندا (Alaknanda) و باگیراتی (Bagirathi) بود. در حقیقت رود گنگ از تلاقی این دو رود ایجاد شده و این شهر آغاز رود گنگ می باشد.

حدود ساعت 13:00 به نقطه آغاز قایقرانی یعنی شهر رودراپرایاگ (Rodraprayag) که در نزدیکی مرز هند و تبت واقع شده رسیدیم. همسفران ایرانی بسیار هیجان زده و بی تاب به نظر می رسیدند. در این نقطه گروه ما با قایقرانان هندی و نپالی آشنا شدند.

بدون درنگ وسایل را سوار بر قایق ها کرده و آماده آغاز قسمت مهیج سفر شدیم.

برای سفر سه قایق بادی بزرگ به نام Raft (کلک) در نظر گرفته شده بود که یکی (قایق قرمز رنگ) مخصوص حمل وسایل و فیلمبردار و آشپز گروه  و دو قایق بادی دیگر به رنگ آبی برای حمل قایقرانان و وسایل شخصی شان بود. در ضمن چهار قایق کایاک نیز در نظر گرفته شده بود که گروه را همراهی می کردند و وظیفه شان همراهی، محافظت و در مواقع لزوم امداد و نجات آبی بود. قایقرانان کایاک و راهنمایان کلک ها بسیار با تجربه و از قهرمانان قایقرانی در آبهای خروشان بودند. آقاي محرابي نيز به عنوان سرپرست گروه هدایت یکی از قایق های کایاک را بر عهده داشتند.

می بایست آذوقه و کلیه وسایل مورد نیاز اعم از وسایل پخت و پز، تجهیزات کمپینگ و … برای 5 روز سفر بر رودخانه را با خود حمل می کردیم.

یک دستگاه جیپ به عنوان حمایت جاده ای همزمان با گروه، مسیر را از جاده دنبال می کرد. البته مسیر جاده در بسیاری از مناطق از رودخانه دور می شد ولی راننده از محل هایی که برای برپایی کمپ در نظر گرفته شده بود اطلاع داشت. از طرفی برای اطمینان بیشتر با پلیس نیز هماهنگی شده بود تا در صورت بروز اتفاق نسبت به اعزام هلکوپتر و گروه نجات اقدام کنند.       لباس های مخصوص قایقرانی (Wetsuit) را پوشیدیم. سپس جلیقه های نجات را به تن کرده و کلاه های ایمنی را به سر گذاشتیم. چند عکس با پرچم مقدس ایران گرفتیم. بعد به انجام حرکات کششی، نرمش و گرم کردن بدن ها پرداختیم.

حدود یک ساعت نحوه پاروزنی، هماهنگی با یکدیگر و چگونگی امداد و نجات رودخانه را آموزش داده و وظایف هر یک از قایقرانان را به آنها گوشزد شد.

همه سوار بر قایق ها شدند. تک تک افراد بسیار جسور و مصمم به ثبت این رکورد بودند.

در همان ابتدای سفر می بایست از امواج خروشان رپید Holy Hole می گذشتیم. درجه این رپید بین 5/3 و 4 بود. فیلمبردار گروه، آقای زارع که شخصی درشت جثه بود برای ثبت عبور قایق ها از میان صخره ها به کنار رودخانه رفته و در آنجا منتظر گذر قایقرانان شدپس از کمی تمرین و هماهنگی لحظه گذر از امواج فرارسید. تک تک قایق ها به امواج زده و توانستند به سلامت و با موفقیت از این مانع عبور کنند. گروه برای اولین بار لذت مواجه شدن با امواج خروشان و گذر از آن را تجربه کرد. پس از این رپید به جای ترس، شور و هیجان در وجود قهرمانان ایرانی موج می زد، هوا ابری بود و نگران بارش باران بودیم.

مسیر را ادامه دادیم، سوار بر رود آلاکناندا از میان جنگل های انبوه می گذشتیم و هنگام قایقرانی به صدای پرندگان گوش داده وگوزن چيتال و دسته های میمون هاي رزوس و لانگور را  می دیدیم که گویی در کنار رودخانه ما را تشویق می کنند.

قایقرانان کایاک در جلوی گروه حرکت می کردند و با علائمی قراردادی نحوه حمله به امواج و مسیر عبور را به قايق‌هاي Raft نشان می دادند. ناگهان متوجه شدیم که قایق حمل وسایل در میان صخره ها گرفتار شده است. بلافاصله طبق نظر رهبر قایقرانان عملیات امداد رودخانه ای بدین شکل انجام شد که دو قایق دیگر با فاصله زمانی مشخص خلاف جریان آب حرکت کرده (که البته کار بسیار دشواری بود و انرژی زیادی می گرفت) و سپس موافق جریان با سرعت زیاد به قایقی که در میان صخره ها بود ضربه می زدند. قایق های یک نفره در کنار رودخانه کار را نظاره گر بودند. بالاخره پس از حدود 45 دقیقه مشکل برطرف شده و مسیر را ادامه دادیم. تجربه کار گروهی و همکاری برای قایقرانان بسیار لذت بخش بود .

پس از حدود 4 ساعت قایقرانی و گذر از امواج خروشان بسیار و طی مسافتی حدود 18 کيلومتر، حدود ساعت 6 به منطقه ای بسیار زیبا به نام ونچوری Venturi Beachرسیدیم. هوا دیگر تاریک شده بود و ما می بایست خیلی سریع کمپ را بر پا می کردیم.

قایق ها را به بیرون از آب کشیدیم و وسایل را تخلیه کردیم. گروه پس از تعویض لباس، چادر ها را برپا کرده، آتش روشن کرده و سپس دور آتش به صحبت در خصوص روز پر ماجرایی که پشت سر گذاشته بوديم نشستيم.

نحوه برپایی کمپ بدین شکل بود که چادری به عنوان آشپزخانه برای پخت غذا در نظر گرفته شده بود، یک چادر یا سایه بان برای صرف غذا و نیز فرار از باران، در یک گوشه نیز زمین را کنده و دور آن چادری برپا کردیم تا به عنوان سرویس بهداشتی مورد استفاده قرار گیرد. چادرهای قایقرانان هم در ردیفی به شکل نیم دایره برپا می شد. برای شستشوی ظروف سه ظرف آب در نظر گرفته شده بود که اولی دارای مایع ظرفشویی و برای شستن ظروف بود، ظرف دوم و سوم از آب چشمه پرشده بود و برای آبکشی استفاده مي‌شدند. در کنار این ظروف چاله ای برای دفن زباله های قابل بازگشت به طبیعت کنده شده بود. زباله های غیر قابل جذب می بایست بر روی قایق ها تا ریشیکش حمل می شدند.

به دلیل فشردگی وقت مجبور شدیم از ناهار صرف نظر کنیم و در عوض شام مفصل تری بخوریم. آشپز گروه که چاچا نام داشت در مدت زمانی کوتاه غذایی بسیار لذیذ آماده کرد و همگی شامی بسیار مفصل خوردیم. انتظار نداشتیم در میان جنگل های سر به فلک کشیده و در جایی که هیچ دسترسی به شهر یا روستایی نداریم بتوانیم نان بپزیم و یا پیش غذا و دسر داشته باشیم. تنوع غذا و سلیقه آشپز هندی باور نکردنی بود.

پس از کمی صحبت همه برای استراحت به چادر های خود رفتند. روز اول قایقرانی برای تک تک افراد بسیار جالب و تجربه ای متفاوت بود. آرامش و سکوت جنگل توام با صدای امواج رودخانه گوش های ما را نوازش می کرد، گویی همه در رویا بودیم. خسته از فعالیتی دشوار به خواب رفتیم….

روز چهارم- ونچوری – مالتا:

ساعت 6 صبح با صدای پرندگان بیدار شديم. ساعت 6:30 با چای و بیسکوییت از همه پذیرایی شد. منظره جنگل های انبوه اطراف و رود آلاکناندا بسیار زیبا بود.

کم کم چادرها را جمع کرده و لباس های قایقرانی را که هنوز نم داشتند در برابر نور خورشید قراردادیم تا برای قایقرانی خشک شوند.

حدود يك ساعت برای سرگرمی اعضا والیبال و وسطی بازی کردیم. سپس صبحانه ای کامل میل کرده و آماده ادامه مسیر شدیم.

تمام وسایل و تجهیزات را داخل کیسه های مخصوص (Dry Bag) کرده و درون قایق ها محکم کردیم. گروه آماده ادامه برنامه بود و هیجانی غیر قابل تصور جود قایقرانان را فرا گرفته بود. با اعتماد به نفس کامل و اراده ای مصمم قایق ها را به آب انداختیم.

در این روز می بایست مسافتی حدود 30 کیلومتر را طی کرده تا به نقطه توقف بعدی برسیم.

پس از نرمش، آماده و گرم کردن بدن ها به راه افتادیم. با انرژی مضاعف پارو می زدیم. از میان مناظر بکر طبیعی فوق العاده ای می گذشتیم . در راه روستاییان را می دیدیم که مشغول چیدن گیاهان بودند و با دیدن ما برایمان دست تکان داده و گروه را تشویق می کردند. بعضی از آنها هم شیطنت کرده و از ما كاياك سواران می‌خواستند که در آب بپرند ویا تکنیک رول (وارونه کردن و سپس بازگشت به حال اولیه) را اجرا کنند.

آب رودخانه بسیار سرد بود، هوای ابری و باد مخالف هم کار را کمی دشوار می کرد. همچنان مثل روز گذشته در جلوی گروه کایاک ها حرکت می کردند به دنبال آنها قایق وسایل و بعد از آنها قایق های دیگر … گروه با شجاعتی غیر قابل وصف به امواج می زد و هنگام عبور از امواج صدای فریاد گروه که نشان دهنده لذت بردن آنها بود سکوت طبیعت را برهم می زد.

حدود ظهر به آبشاری زیبا رسیدیم و برای عکاسی از آبشار زیر باران از قایق ها پیاده شدیم. عکاسی در زیر آبشار به اعضای گروه را به وجد آورده بود.

بارندگی زیاد شد و خیلی سریع ادامه مسیر را ادامه دادیم.

همچنان از کنار سواحل صخره ای رود می گذشتیم. و در جاهایی که جریان آب ملایم بود با قایقرانان هندی تمرین زبان می کردیم. آنها به ما هندی آموزش داده و ما به آنها فارسی می آموختیم. شنیدن کلمات فارسی با لهجه هندی از زبان دوستان هندی بسیار جالب بود.

در کنار ساحلی بسیار زیبا برای صرف ناهار پهلو گرفتیم. بلافاصله کایاک ها را بر عکس روی زمین قرار دادیم و از آنها به عنوان ميز استفاده كرديم. همسفران از سرعت عمل در آماده کردن غذا و پذیرایی مفصل در دل جنگل بسیار هیجان زده بودند.

به دلیل بارش باران و وجود باد احساس سرما می‌کرديم. ساعت 3 بعد از ظهر قایق ها را به آب انداخته و مسیر را ادامه دادیم. در این روز نیز موانع سختی را پشت سر گذاشتیم امواجی با درجات 5/2 و 3.

قبل از تاریک شدن هوا به محل برپایی کمپ دوم یعنی ساحل مالتا رسیدیم. گروه ابتدا قایق ها را از آب بیرون کشیده، لباس ها را عوض کرده و سپس چادرها را برپا کرد. با رعایت اصول کمپینگ و اصول زیست محیطی در طرفی سرویس بهداشتی را آماده، در طرفی دیگر چادر آشپزی، چادر ضد باران، سایه بان و سایر چادر ها را برپا کردیم.  سپس آتش روشن کرده و دور آتش از خاطرات هیجان انگیز سفر گفتیم.

روز پنجم: مالتا – بیاسکات:

هنوز هوا کاملا روشن نشده بود که از خواب برخاستیم. پس از صرف چای و بیسکوییت طبق برنامه از پیش تایین شده شروع به جمع آوری وسایل کردیم. پس از صرف صبحانه ای بسیار پرکالری، باد قایق ها را تنظیم، وسایل را جا سازی کرده و آماده رفتن شدیم.

سومین روز سفر بر روی رود وحشی آغاز شد، مثل دو روز قبل سرشار از انرژی برنامه را آغاز کردیم. طبق هماهنگی های قبلی قایق های یک نفره جلو حرکت می کردند و قایق های رفتینگ آنها را دنبال می کردند. در این روز می بایست مسافتی حدود 35 کیلومتر را طی می کردیم تا به محل برپایی کمپ بعدی یعنی بیاسکات برسیم.

   در راه از گرداب های بسیاری عبور کردیم. گذر از این گرداب ها به ظاهر کار ساده ای بود ولی در عمل بسیار سخت و طاقت فرسا بود چراکه قایق بی اختیار از کنترل خارج می شد و برای هدایت آن انرژی زیادی صرف می شد. در ادامه مسیر می بایست از کنار شهر دوپرایاگ که قبلا منظره اش را از بالای جنگل دیده بودیم گذر کنیم. همانطور که قبلا هم گفته شد این شهر محل تلاقی رودخانه های آلاکناندا و باگیراتی است و این دو رودخانه رود گنگ را تشکیل می دهند. قبل از ورود به شهر متوجه شدیم افرادی در کنار رود در حال سوزاندن جنازه ای می باشند. پس از اینکه شخصی هندو از دنیا می رود بستگان وی او را طی مراسمی خاص سوزانده و خاکسترش را به رودی مقدس مثل گنگ می ریزند.

محل تلاقی دو رودخانه بسیار پر تلاطم بود و گروه با موفقیت قسمت های خروشان رودخانه را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشت و فیلمبردار خوب گروه هم تا جای ممکن صحنه های پرتلاش گروه را به تصویر می کشید. البته برای تصویر برداری مطلوب می بایست دوربین بیرون از رودخانه کار گذاشته می شد که به دلیل کمبود وقت نمی توانستیم به طور دلخواه به ثبت لحظه ها بپردازیم.

ناگهان باران شدیدی در گرفت. قبل از غروب آفتاب در حالی که باران شدیدی در حال باریدن بود به ساحل بیاسکات رسیدیم. بی درنگ لباس ها را عوض کرده و اقدام به برپایی کمپ نمودیم.

زیر باران آتش روشن کرده و همانند شب گذشته از خاطرات خود می گفتیم. کم کم باران بند آمد و شام را آماده کردیم. پیش غذایی اشتها آور و شام و دسری لذیذ خوردیم. هوا بسیار سرد بود. پس از کمی صحبت دور آتش همگی برای استراحت به چادر های خود رفته و با صدای ملایم رودخانه به خواب رفتند.

روز ششم: بیاسکات – کاودیالا

همگی صبح زود حدود ساعت 6 از خواب بیدار شدیم. افراد گروه به دلیل سرمای زیاد به سختی از چادرهایشان بیرون می آمدند. در حالی که از سرما می لرزیدیم ناگهان متوجه شدیم دو ماهیگیر محلی آنوقت صبح در آبی که دمایش حدود 2 درجه سانتیگراد بود شنا می کردند!

البته چون شب قبل باران شدیدی باریده بود چادرها و لباس قایقرانان خیس بودند بنابراین می بایست آنها را خشک می کردیم. با استفاده از پارو و طناب نجات، بندی مخصوص آویزان کردن لباس درست کردیم.

وسایل را جمع کرده و سپس صبحانه خوردیم. طبق برنامه قبلی وسایل را بار زده و آماده حرکت شدیم.

در این روز نیز می بایست مسافتی حدود 35 کیلومتر را پارو زده تا به محل برپایی کمپ بعدی یعنی ساحل کاودیالا (Kaudiala) برسیم. از این روز به بعد امواج خروشان تری نسبت به روزهای قبل را باید پشت سر می گذاشتیم. بزرگترین این امواج، رپید دانیل دیپ (Daniel Dip) بود. دلیل نامگذاری این رپید آن است که یکبار یک قایقران کانادایی به نام دانیل این موج را دست کم گرفته و گرفتار آن شده، از آن پس این رپيد به وانيل ديپ نام شناخته شده است. در رودخانه های وحشی بیشتر امواج نام خود را دارند و معمولا نام انها بر گرفته از شکل امواج و یا داستان های قایقرانانی که در آنها دچار حادثه شده  می باشد.

به راه خود ادامه دادیم و پس از گذر از موانع بسیار وارد منطقه کاودیالا شدیم. قبل از رپید دانیل دیپ توقف کردیم. یکی از قایقرانان که در اینجا منتظر ما بود برای افراد گروه چای آورد.

اين رپيد جدی ترین رپید تا این لحظه با درجه 5/3 بود. البته چیزی به قایقرانان ایرانی گفته نشده بود کمی با افراد شوخی شد و متوجه شديم روحیه همه افراد عالی است و برای عبور لحظه شماری می کنند. قرار شد ابتدا قایق حمل وسایل برای انتقال فیلمبردار، اول از این بخش رد شود و پس از استقرار وی قایق های بادی بزرگ و سپس کایاک ها عبور کنند. دلهره و هیجان وجود همه ما را گرفته بود.

قایق اول به امواج زد و پس از درگیری شدید با موفقیت از این بخش عبور کرد که همه ما بی اختیار قایقران ماهر آن را تشویق کردیم. به دلیل جریان بسیار شدید رودخانه کمی طول کشید تا این قایق خلاف جریان در جایی مناسب فیلمبردار را پیاده کند.

وقتی که فیلمبردار در جای خود مستقر شد قایق های بادی حرکت کردند. تمام قایق ها با حفظ فاصله مناسب به امواج زدند، در حالیکه همه درگیر گذر از امواج سهمگین بودیم قایق اول با موفقیت عبور کرد، نوبت به قایق دوم رسید که ناگهان گرفتار گردابی بزرگ شده و این قایق واژگون شد. قایقرانان کایاک خودشان را به افراد درون آب رساندند طوری که اصلا نفهمیدند با قایق های کوچک خود چگونه این امواج و گرداب ها را پشت سر گذاشتند. وقتی به قایقرانان رسیدند متوجه شدند که در حال آواز خواندن و لذت بردن از طبیعت هستند. اینجا بود که به روحیه ورزشی قایقرانان هموطن آفرین گفتيم.

قایق واژگون را به سرعت به حالت اول برگرداندیم. قایقرانان سوار بر قایق های خود شدند و به ادامه برنامه پرداختیم.

از اینجا به بعد جریان رودخانه تقریبا ملایم بود و می بایست با قدرت بیشتری پارو می زدیم. ساعت 6 قبل از غروب آفتاب به محل برپایی کمپ چهارم رسیدیم. مثل روزهای گذشته پس از تعویض لباس ها اقدام به برپایی کمپ کردیم. چون شب های گذشته میهمان قایقرانان هندی و نپالی بودیم، بنابراین تصمیم گرفتیم در این شب با غذای ایرانی از آنها پذیرایی کنیم. غذا آماده شد و دوستان ما از خوردن غذای ایرانی بسیار لذت بردند.

پس از صرف شام دور آتش همچون شب های گذشته به صحبت درباره خاطرات سفر پرداختیم.

محل برپايي در نزدیکی رپیدی بود به نام دیوار (Wall) با درجه 5/3 تا 4 که به خاطر سختی شهره تمام قایقرانان محلی است. عبور از آن تبحر بسیار زیادی می خواست.

روز هفتم: کاودیالا – ریشیکش   :

صبح زود بیدار شدیم. پس از صرف چای و بیسکوییت، کمپ را جمع کردیم. سپس کمی والیبال بازی کرده و صبحانه خوردیم. با ساير دوستان برای دیدن این رپید عظیم چند بارتا نزدیکی آن رفته و از روی صخره ها منظره زیبا و وهم انگیز برخورد امواج با صخره ها را تماشا کردیم.

چون آخرین روز سفر بود چند عکس دست جمعی با پرچم ایران و هند گرفتیم و سپس آماده حرکت شدیم. روحیه افراد گروه خیلی خوب بود. ابتدا فیلمبردار در جایی مناسب مستقر شد. سپس قرار بود قایق حمل وسایل، بعد کایاک ها و بعد قایق های بادی عبور کنند. نفس ها در سینه ها حبس شده بود و برای برخورد با امواج لحظه شماری می کردیم. بالاخره زمان رفتن فرا رسید. ابتدا قایق تجهیزات راهی نبرد با امواج شد، پس از چند ثانیه پر اضطراب قایقرانان با مهارتی وصف نشدنی با موفقیت از آن عبور کردند.

سپس نوبت كاياك سواران شد (یکی از قایقرانان کایاک به دلیل خطرات این موج از عبور صرفنظر کرد. ) آقاي محرابي در مورد تجربه‌ي گذشتن از اين رپيد مي‌گويد:

شکل این موج طوری بود که ابتدا می بایست در جریان اصلی که بسیار خروشان بود فرار می گرفتیم، تا نزدیکی صخره ها می رفتیم و سپس از گرداب سمت چپ و حفره عظیم سمت راست فرار می کردیم. انجام این عمل با قایق های یک نفره بسیار مشکل است. از پیچ و خم های متلاطم اول گذشتم ولی کرفتار گرداب شده، من و قایق مثل ذره ای بسیار کوچک واژگون شدیم. کمی در زیر آب مکث کردم جریان آب بسیار قوی بود و مرا با وجود جنس بدنه قایق (که از جنسی شناور ساخته شده بود) و جلیقه نجات دهها متر به عمق آب فرو برد و از سویی دیگر بیرون انداخت. برای من تجربه ای بی نظیر و فوق العاده بود. گویی قدم به دنیایی دیگر گذاشته و دوباره به این دنیا برگشتم. در چنین صحنه هایی انسان احساس حقارت و کوچکی می کند.

بعد از آن قایق های رفتینگ با موفقیت عبور کردند که البته در این بین یکی از قایقرانان به داخل آب افتاد که کم کم خود را به سمت ساحل رودخانه کشانده و مشکلی برایش به وجود نیامد. فقط کمی پایش خراش برداشته بود.

بعد از عبور از این مانع عظیم مسیر را ادامه دادیم. این روز در حقیقت سنگین ترین قسمت برنامه بود و می بایست از رپید های بزرگ بسیاری با درجات مختلف از 5/2 تا 5/3 می گذشتیم.

با انرژی سرشار رپید ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشتیم، بعد ازWall،Marine Drive، Three Blind Mice، Cross Fire و Shivpuri Rapid را پشت سر گذاشتیم تا به ساحل شیوپوری رسیدیم.

خیلی سریع قایق ها را از آب بیرون کشیدیم، ناهار را آماده کرده و پس از صرف غذا دوباره آماده ادامه مسیر شدیم. از اینجا به بعد یکی از کایاک ها از گروه جدا شد. از این نقطه تا شهر ریشیکش حدود 20 کیلومتر راه بود و ما زمان کمی داشتیم، لذا بلافاصله برنامه را ادامه دادیم.

همچنان موانع بسیار دشواری را بر سر راه داشتیم، Return To Sender، Roller Coaster، Tee Off، Golf Course، Club House، Double Trouble  و … تعدادی از رپیدهای اصلی و عظیمی بودند که در این مسیر با آنها مواجه شدیم.

بالاخره پس از تلاشی بسیار و کار گروهی ارزشمند هنگام غروب وارد شهر ریشیکش شدیم. برای آخرین بار قایق ها را از آب بیرون کشیده و همراه با تجهیزات تحویل گروه قایقرانان دادیم. آنها را به شام دعوت کرده پس از تعویض لباس ها سوار بر یک جیپ به هتل محل اقامت رفتیم. پس از استحمام همگی در رستوران هتل جمع شدیم، قایقرانان هم آمدند و پس از صرف شام و گرفتن عکس های دست جمعی به یاد شب های قبل دور آتش از خاطرات سفر گفتیم و در پایان پرچم هند و ایران را به رسم یادبود معاوضه کردیم.

پس از خداحافظی با قایقرانان با خاطراتی خوش به خواب رفتیم.

روز هشتم: ریشیکش – هاریدوار – دهلی :

چون گروه فعالیتی سنگین انجام داده بودند به افراد گروه وقت آزاد داده شد تا گشتی در شهر ریشیکش زده و ظهر برای رفتن به دهلي مقابل هتل جمع شوند. ساعت 1 بعد از ظهر سوار اتوبوس شده و با دوستان وفادار ؟ خود خداحافظی کرده به هاریدوار برگشتیم. قطار ساعت 6 می رسید و ما چند ساعتی وقت داشتیم لذا برای صرف ناهار به یک رستوران  و بعد با تله کابین به بالای کوهی رفتیم که در آنجا دو معبد وجود داشت و منظره شهر هاریدوار و رشته کوه شیوالیک به خوبی نمایان بود.

سپس به سمت ایستگاه قطار حركت كرديم و به دهلی برگشتیم. ساعت 11 شب وارد دهلی شده، به هتل رفته و استراحت کردیم.

روز نهم: دهلی – آگرا :

پس از صرف صبحانه تا ظهر از سایر جاذبه های شهر دهلی نظیر قوتاب منار(Qotab Minar) و معبد هندوها بازدید کردیم. ناهار را در دهلی خورده و بعد از ظهر راهی آگرا شدیم. ساعت 10 شب به آگرا رسيديم. در محوطه ای نزدیک هتل صدای جشن و شادی می آمد که همگی به سمت صدا رفتیم، متوجه شدیم در آنجا مراسم عروسی در حال برگزاری است. میزبانان با دیدن گروه از ما دعوت کردند تا به آنها ملحق شویم، ما هم با کمال میل قبول کرده و دقایقی در کنارآنان بودیم. سپس به محل اقامت برگشته و استراحت کردیم.

روز دهم: آگرا – دهلی :

پس از صرف صبحانه از تاج محل دیدن کردیم. این بنای عظیم که از سنگ مرمر سفید ساخته شده مظهر عشق بوده و برای اثبات وفاداری شاه جهان (شاه مغول) به ملکه ایرانی خود به دست معمار زبر دست ایرانی یعنی عیسی خان عفندی ساخته شده است. قدمت این اثر بی بدیل حدود 350 سال بوده و معروفترین جاذبه تاریخی – فرهنکی در کشور هندوستان می باشد. ارزش این بنا برای دولت و مردم هند به حدی است که برای حفاظت از آن از حدود 500 متر مانده به آن ماشین ها متوقف شده و از آنجا به بعد مسافران می بایست سوار بر ماشین های برقی یا شتر تا درب ورودی تاج محل بیایند. از طرفی بازدید کنندگان مجاز به حمل هیچ نوع وسیله فلزی، برقی، خوراکی و … نیستند و تمام توریست ها مورد بازدید بدنی قرار می گیرند. مبلغ ورودیه این اثر نیز بیشتر از سایر سایت های تاریخی می باشد.

پس از بازدید دو ساعته از تاج محل به قلعه ای عظیم به نام آگرا فورت رفتیم و از این بنای با شکوه که البته تنها 30 درصد آن قابل بازدید بوده و بقیه در اختیار ارتش هند بود دیدن کردیم. این سایت در حقیقت قصر پادشاهان مغول (جهانگیر، اکبر شاه، شاه جهان، ارنزیب و …) بوده است. راهنمای محلی با حوصله داستان های مربوط به تاج محل و این قصر را برایمان توضیح داد.

پس از صرف شام با مینی بوسی که در اختیار داشتیم به هتل در دهلی برگشته و خوابیدیم.

روز یازدهم: دهلی – تهران:

پس از صرف صبحانه و گپ زدن با مسافران برای پرواز بازگشت به تهران عازم فرودگاه بین المللی دهلی شدیم. پس از انجام تشریفات فرودگاهی سوار بر هواپیمای ایرباس ماهان شده و پس از ده روز توانستیم دوباره غذای ایرانی (جوجه کباب) بخوریم. پس از سه ساعت و نیم پرواز وارد فرودگاه امام خمینی شدیم. بار دیگر با پرچم افتخار آمیز ایران عکس گرفته و هر یک با خاطراتی جذاب و فراموش نشدنی به خانه خود رفتیم.

(16 تا 26 آذر 1385)

تنظیم: شادي توكلي

نوشته های مرتبط :

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !