خانه / گزارش سفرهای سال86 / گزارش برنامه تالاب شادگان

گزارش برنامه تالاب شادگان

گزارش برنامه تالاب شادگان

۲۷ دی ماه ۱۳۸۶ با قطار ساعت ۱۶:۴۰ به سمت اهواز حرکت کردیم.به علت شرایط بد آب و هوایی و یخ زدگی ریلها قطار با تاخیر به راه افتاد.از قرار معلوم قطاری که قبل از ما  در مسیر اهواز در حرکت بود دچار سانحه شده ، لکوموتیوش آتش گرفته بود که این موضوع نیز مشکلی بر مشکلات قبلی افزوده بود به نحوی که قطار با ۶ ساعت تاخیر به اهواز رسید.در اهواز طبق هماهنگی قبلی که توسط آقای فخاری نیا انجام شده بود با مینی بوس به طرف تالاب شادگان حرکت کردیم. برای رسیدن به تالاب شادگان ابتدا باید از اهواز به سمت آبادان حرکت کرد بعد از حدود ۵۰ کیلومتر به روستای دارخوین می رسیم.از دارخوین به سمت شرق ادامه مسیر می دهیم این راه بعد از ۲۵ کیلومتر به شادگان می رسد. پس از ۱۰ کیلومتر تالاب شروع می شود و تا شادگان ادامه دارد.در مسیر از روستای صراخیه و رُگبه گذر می کنیم.شادگان شهری است که جمعیت اصلی آن را عشایر عرب زبان تشکیل می دهند و در بیشتر تابلو های راهنمای شهری هم به دو زبان عربی و فارسی اطلاع رسانی شده است. از شهر شادگان و از میان جاده ای باریک که از میان نخل ها عبور می کرد به روستای عبودی رسیدیم.تصور می کردیم که از این قسمت تالاب بتوانیم وارد تالاب شویم ولی قایق مناسب پیدا نکردیم و به ناچار به روستای کوچک صراخیه برگشتیم.اهالی روستا برای قایق های خود اسکله کوچکی در کنار جاده برپا کرده اند.بیشتر قایق های این منطقه شکل جالبی دارد.

shadegan8610af003

shadegan8610af012

این قایق ها کشیده و دراز و با عرض کم هستند و چون عمق تالاب کم است برای حرکت بجای پارو از چوب های بلندی استفاده می کنند بدین ترتیب که چوب را به کف تالاب فشار می دهند و در جهت مناسب حرکت می کنند.از این قایق ها جهت تردد در تالاب، حمل احشام،حمل علوفه و ماهیگیری استفاده می شود. اهالی تالاب شادگان از کودکی قایق رانی را می آموزند و در تالاب کودکان و زنان را می توان دید که مشغول قایقرانی هستند.

shadegan8610af019

 ما با توجه به فرصت اندکی که داشتیم به سختی توانستیم دو قایق که به موتور مجهز بودند را پیدا کنیم.

تالاب شادگان بزرگترین تالاب ایران است  و از شادگان تا آبادان ادامه دارد.پوشش گیاهی عمدتا نی است.در میان تالاب جزیره های کوچکی نیز وجود دارد،بعضی که نزدیک روستا یا جاده قرار دارند مسکونی هستند در بعضی دیگر تعدادی گاومیش دیدیم که مشغول چرا بودند علی رغم اینکه ما در نزدیکی غروب آفتاب در تالاب مشغول گشت زنی بودیم ولی توانستیم تعدادی اگرت کوچک و بزرگ،مرغابی،حواصیل خاکستری و آبچلیک را ببینیم.

shadegan8610af020

شغل اصلی اهالی ماهیگیری و همچنین پرورش گاومیش است.ما حدود یک و نیم ساعت در میان آبراهه های داخل تالاب گشتیم.یکی از این آبراهه ها از میان روستا عبور می کند هر خانه روستایی برای خود ساحلی کوچک و اختصاصی دارد و از آن برای تردد آبی قایق های خود استفاده می کند. این محل عمدتا به حیاط خانه راه دارد و درب دیگر خانه به کوچه باز می شود.

shadegan8610af055

 این ویژگی خاص زندگی سبب شد تا برای آشنایی بیشتر با این افراد به میان آنها برویم. این مردم عرب زبان بودند و مثل سایر روستائیان کشورمان ،مهمان نواز.ورود جمع ما به این روستا به سرعت با عکس العمل جالبی همراه بود.مردان جوان روستا به ما نزدیک شدند و کنجکاوانه به دنبال این بودند که به چه منظور به روستای آنان آمده ایم.زنان روستا از کنار در و پنجره حرکات ما را زیر نظر داشتند و کودکان با سر و صدای زیاد سعی در جلب توجه داشتند.

shadegan8610af011

به دعوت یکی از اهالی به خانه ای وارد شدیم و با نان گرم پذیرایی شدیم.نان را در خانه زنان و دختران می پزند.تنور نانوایی برخلاف تنورهای مناطق سردسیر در روی زمین قرار دارد و نانوا ایستاده نان را به داخل تنور می چسباند.پسر صاحب خانه که عباس کاملی نام داشت به تازگی ازدواج کرده بود و بر خلاف سایر هم عشیره ایهای خود همسر خود را از میان دخترعموهای خود انتخاب نکرده بود.آقای هوشنگ عبدالکریم حمودی مردی حدودا ۵۰ ساله دارای ۱۰ فرزند(۷ پسر و ۳ دختر )بود و در جزیره ای کوچک در داخل تالاب و به قول خودشان هور در مجاورت جاده زندگی می کرد.در اکثر خانه ها گاومیش نگهداری می شود و از شیر آن محصولات لبنی تهیه می کنند و مقداری از آن را می فروشند.در ایام محرم تمامی شیر گاومیشها نذر می شود.پس از غروب آفتاب علی رغم اصرار آقای حمودی به سمت اهواز حرکت کردیم.

shadegan8610af049

دکترافشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.irangardan.ir

Share

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !