خانه / گزارش سفرهای سال86 / گزارش مردمشناسی سفر قزوین – ۹ آذر ۱۳۸۶

گزارش مردمشناسی سفر قزوین – ۹ آذر ۱۳۸۶

قزوین (ghàz-vin)

خط آسمان شهر (میانگین ارتفاع ساختمان های یک شهر، جایی که فضای خالی آسمان آغاز می شود)، در بخشی از شهر که ابنیه تاریخی از قبیل مسجد جامعقزوین، آب انبار سردارالسطنه، حسینیه امینی ها، آرامگاه حمدالله مستوفیو عمارت عالی قاپو در بر گرفته و به احتمال زیاد بافت قدیمی شهر را تشکیل می دهد، پائین است. ساختمان ها عموماً دو طبقه اند و ارتفاعشان از قامت درخت های بالغی که در اطراف خیابان ها قرار دارند، بالاتر نمی رود. اما هنگام خروج از شهر به سمت روستای نیاق، از محله هایی عبور کردیم که غالباً از خانه های نوساز چند طبقه (عموماً سه یا چهار طبقه) تشکیل شده بود. محتملاً در قزوین نیز مثل بسیاری از شهرهای توسعه یافته ایران، خط آسمان شهر با نوسازی محله ها و یا ایجاد محله های جدیدتر تغییر کرده و یا مخدوش شده است.

هنگام عبور از خیابان ها و تغییر مکان از یک محله به محله دیگر، شیب زمین را احساس نمی کنید. گویا شهر در یک دشت قرار دارد و هیچ ارتفاع قابل توجهی (چیزی از قسم یک کوه مرتفع که از اکثر نقاط شهر دیده شود) به شهر اشراف ندارد. شاید به همین علت است که بیشتر خیابان های اصلی شهر، مستقیم و طولانی اند و هیچ عارضه ای از قسم یک تپه و یا پستی و بلندی زمین باعث پیچ و تاب خوردن آنها نشده است. به خاطر همین ویژگی مستقیم الخط بودن، ابتدا و انتهای غالب خیابان های اصلی شهر که از آنها عبور کردیم، قابل رویت اند. دو سوی خیابان ها مشجر است و پیاده روی های نسبتاً عریضی دارند.

چهره و اندام مردم شهر، ناهمگون است و تیپ-چهره های متفاوتی در آن دیده می شود. طیف رنگدانه پوست مردم شهر، بسیار متنوع است و تیرگی و روشنی های متفاوتی را شامل می شود. روی همرفته، در نگاه اول، به سختی می توان تیپ-چهره قزوینی را تشخیص داد.

لهجه قزوینی (که لهجه ای از فارسی است) هنوز زنده است و به تناوب در گفتگوهای مردم عادی شنیده می شود. با اینحال به فارسی تهران بسیار نزدیک است. استرس جملات خبری با نمونه های مشابه در لهجه تهرانی تقریباً یکسان است اما زمانی که گوینده از اصطلاحات خاصی استفاده می کند و یا جملات پرسشی را با استرس متفاوتی ادا می کند، متوجه می شوید که او از لهجه متفاوتی استفاده می کند. (نمونه های مشاهده شده: گفتگوی خریدار های یک دکّه روزنامه فروشی با روزنامه فروش و گفتگوی یک کارگر با کارفرمای خود، هر دو در خیابانی که مسجد جامع قزوین در آن قرار دارد)

قیمه نثار (ghèymè-nesăr)غذایی قزوینی است که در رستوران ها نیز سرو می شود. نمونه رستورانیِ قیمه نثار، نوعی پلو و خورش بود که با هم و در یک ظرف سرو شده بود. پلو ترکیبی از برنج ساده و برنج زعفران خورده بود که افزودنی های شیرین مزه از قسم پوست مرکبات، خلال خشکبار و زرشک در لابلای آن دیده می شد. خورش نوعی قیمه بود که با تکه کوچک گوشت و حبوبات درست شده بود و آمیخته با پلو، سر میزآورده شد.

روستای نیاق (niyăgh)

روستای نیاق از توابع قزوین، یک روستای میانکوهیِ دهقانی است که در یک دره نسبتاً عریض و مسطح، بین سه عارضه نه چندان مرتفع قرار گرفته است. بخشی از یکی از این سه عارضه، دیواره ای سنگی، با شیب نسبتاً زیاد است که به ایوان نیاق معروف شده است. گویا بالا رفتن از این دیواره سنگی با موتورسیکلت، جزء تفریحات جوانان ساکن آن حوالی است. هنگامی که ما از ایوان نیاق بازدید می کردیم، دسته ای از جوانان با موتور سیکلت، مشغول رقابت بر سر بالا رفتن از ایوان بودند و تقریباً بیشترشان موفق به انجام این کار می شدند.

نیاق از نوع روستاهای متمرکز است. خانه ها در وسط دره قرار دارند و زمین های زراعی آنها را در بر گرفته اند. بناهای عمومی از قبیل مسجد، مدرسه و … در نمای عمومی روستا که از روی ارتفاع دیده می شود، به سختی قابل تشخیص اند. مسجدِ روستا گلدسته و گنبد ندارد و گورستان در کنار جاده و در ورودی روستا قرار گرفته است.

بخش دیگری از زمین های زراعی روستا، در انتهای دره منتهی به روستا قرار دارد که طبق گفته یکی از ساکنین روستا به نام سیاه توتان (siyăh-tôtăn) معروف است. طبق گفته وی، ظاهراً سابق بر این روستا در سیاه توتان قرار داشت که در اثر زلزله ویران شده و روستا به محل فعلی منتقل شده است و اکنون از سیاه توتان صرفاً برای زراعت استفاده می شود.

گروه مردمشناسی سفر قزوین

(فاطمه غلامی راد، آرش حسینیون، علی رفیع)

Share

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !