خانه / اخبار کانون / گزارش سفر یکروزه پلنگ دره – شیرگاه
گزارش سفر یکروزه پلنگ دره – شیرگاه

گزارش سفر یکروزه پلنگ دره – شیرگاه

گزارش سفر یکروزه پلنگ دره شیرگاه

تاریخ سفر : جمعه ۱۳۹۴/۶/۲۷

مسیر سفر : جاده فیروزکوه-شهرستان سوادکوه

تعداد همسفران : ۱۳

وسیله سفر : مینی بوس- نیسان آبی

هزینه سفر : ۵۰ هزار تومان

پیش سفر: همیشه توی بچگی آخرای تابستون، دغدغه یه سفر خوب که کل شیرینی تابستونو بهمون بچشونه و آماده رفتن به مدرسه بشیمو داشتیم، ولی الآن دیگه نه بچه مدرسه ای هستیم و نه داریم و با خیال راحت برنامه سفر رو می چینیم. عطیه پیشنهاد محل رو میده و حسین و علی اصغر و هم پیگیر برنامه ریزی میشن…

معرفی پلنگ دره: پلنگ دره از توابع شهرستان سواد کوه و در شمال شرقی شیرگاه واقع شده که از شمال به قائم شهر، از جنوب به زیراب و پل سفید و از غرب به بابل راه دارد و رشته کوه های البرز به غیر از شمال، هر سه سمت آنرا احاطه کرده اند.شیرگاه محل تلاقی دو رود “تالار” که از منطقه آلاشت و گردنه دوگل سرچشمه می گیرد و در بیشتر اوقات گل آلود است و رود “کسلیان” که آب روشن و زلال داره،  می باشد. پلنگ دره، هم اسم جالبی داره هم موقع جست و جوی اینترنتی عکسایی که وجود داره که گردشگران رو برای رفتن بیشتر وسوسه می کنه.

شروع سفر: علیرغم پیش بینی اکثر سایت های هواشناسی که کل روز جمعه باران شدید در منطقه هست، به امید دیدن یه محیط هیجان انگیز با پس زمینه جنگل و رودخونه، ساعت ۵:۳۰ صبح پارک نوشین قرار میذاریم و با یکدستگاه مینی بوس هیوندایی به سمت جاده فیروزکوه حرکت می کنیم. هوا یه نمه خنک شده، جاده هم نسبتاً خلوته…

1

تصویر۱- جاده فیروزکوه

پس از طی حدود سه ساعت برای صبحانه توقف نیم ساعته داریم و بعد صرف صبحانه به مسیرمان ادامه داده و شاهد زیبایی های جاده فیروزکوه جنگل های سرسبز، پل ورسک و خط راه آهن و… می شویم.

2

تصویر۲- سوادکوه جنوبی

برای سرحال آوردن همسفران ترانه های شاد و قدیمی در مینی بوس خوانده می شود. به پل سفید که می رسیم از طریق واسطه با راننده نیسان هماهنگ می کنیم که در ساعت مقرر در محل حضور داشته باشد. هوا هم بر خلاف پیش بینی ها آفتابی، کمی ابری است و مناسب برای یک پیاده روی…

حدود ساعت ۱۱:۳۰ به سوادکوه می رسیم و بعد از ترک مینی بوس سوار نیسان می شویم و به سمت شیرگاه و به جهت شمال راه می افتیم، راننده یادآوری می کند که ۱۰۰ متر جلوتر پلیس وایساده، شانس بیاریم جریمه نشیم که از قضا در همان ابتدای مسیر پلیس ما را متوقف و جریمه می کند و تأکید می کند که وانت نیسان برای جابه جایی بار است نه مسافر !

بعد از جریمه شدن وارد جاده شیرگاه میشیم به این امید که تا آخر مسیر دیگه پلیس وجود نداره ولی۱۰ دقیقه بعد مجدداً نیسان رو متوقف می کنند، این بار نیروی انتظامی ، سرِ پیچی در کمین مسافران نشسته است. پس از صحبت با نیروی محترم انتظامی و توجیه آنها به حرکت خود به سمت پلنگ دره ادامه دادیم.

3

تصویر۳- مسیر خاکی شیرگاه

 وجود فراوان کندوهای زنبور عسل و چند رأس گاو و اسب جالب توجه بود. ساعت ۱۲:۳۰ به شیرگاه می رسیم که همزمان دو گروه دیگر به آنجا وارد شده بودند (بعد از طی حدود ۱۳ کیلومتر از پاسگاه نگهبانی بمدت ۴۰ دقیقه)

4

تصویر۴- ابتدای مسیر قبل از رودخانه

با پوشیدن لباس مناسب و یه پا کردن دمپایی یا سندل، آماده رودخانه نوردی میشیم، آب رودخانه ولرم ولی گل آلود است که بارندگی ها اخیر موجب آن شده. گروه به خط می شود و پشت سرهم و با راهنمایی سرپرست یکی پس از دیگری عرض رودخانه را طی می کنیم. عمق آب گاهی تا کمر هم می رسد.

5

تصویر۵- طی کردن گروهی رودخانه گل آلود

 مسیر پر است از زیبایی، سبزی درختان، صخره های پوشیده از خزه و رود پرآب مناظر بی نظیری را پدید آورده است. یکی دو جفت دمپایی بچه ها نیز از پایشان رها شد و به جریان آب پیوست که آنها هم ترجیح دادند بقیه مسیر را با کفش بیایند، گرچه سندل و کفشِ رو باز گزینه های بهتری بودند. سرپرست هم عکس هایی برای ثبت لحظه های تکرار نشدنی و خوش می گیرد…

6

تصویر۶- در نیمه های راه

7

تصویر۷- قارچ سمی

ساعت ۲:۳۰ برای نهار توقف کرده و اندکی استراحت می کنیم. با توجه به پیش بینی هوا و در پیش داشتن مسیر برگشت ترجیح دادیم قید رفتن به آبشار شیرگاه را زده و بعد از صرف نهار مسیرِ رفته را بر می گردیم. از آنجا که مایو همیشه جزو وسایل ضروری سفرهایمان می باشد، عده ای آب تنی می کنند تا نهایت استفاده از مایو را هم کرده باشند!

photo_2016-06-06_10-49-21

تصویر۸- حرکت در خلاف جهت آب

photo_2016-06-06_10-49-00

تصویر۹- شاخه های سبز شده

photo_2016-06-06_10-49-12

تصویر۱۰- به گل خوردن

مسیر برگشت خلوت تر از صبح شده بود و کمتر کسی را می دیدیم، در فاصله ۵ دقیقه تا انتهای مسیر باران نم نم شروع شد، بر سرعت خود افزوده و خودمون را به نیسان رسوندیم تا بعد از گرفتن عکس یادگاری سریع تر به مینی بوس برسیم و از خیس شدن در امان باشیم.

پشت وانت در حالی که آوازهای فولکوریک همدانی خوانده می شد که بسیار جذاب بود، ناگهان باران تگرگی به مدت یک ربع شروع شد که حسابی خیس شدیم مجبور شدیم برای سوار شدن مجدد به مینی بوس خودمون را خشک و لباس ها را عوض کنیم.

ساعت ۵ به سمت تهران حرکت کردیم در حالی که بارش باران ادامه داشت و در ابتدای مسیر( سوادکوه) کمی شلوغ بود ولی در ادامه جاده باز شد. هوا هم خنک شده و با رسیدن به ارتفاعات سردتر هم می شود. برای چای عصرگاهی توقف ۱۵ دقیقه ای داریم… در ادامه هم به گردنه گدوک می رسیم که از آش رشته و آش دوغ هاش اصلاً نمی شه گذشت…

گروه خسته ولی هیجان زده است و همه از سرپرست و پیشنهاد دهنده تشکر می کنند. جلسه آخر سفر هم در مینی بوس برگزار و به هدف گروه که ” هر ماه یک سفر” است تأکید می شود. با نزدیک شدن به تهران باران شدیدتر شده و از قضا خبردار میشیم که در پلنگ دره و در چندین شهر دیگه باران سیل آسا اومده که خدا رو شکر همگی به سلامت در ساعت ۱۱ شب به محل اولیه دیدار ( پارک نوشین) می رسیم و آماده برای فردای دیگر و منتظر سفرهای در پیش.

* بازگشته ام از سفر، ولی

سفر از من باز نمی گردد

(شمس لنگرودی)

کانون گردشگران جوان ایران – www.irangardan.ir

سید محمدرضا آیت الله زاده

همسفران : علی اصغر دادرس، شادی توکلی، حسین ، الهام ، محمدرضا آیت الله زاده، آزاده پورپاکدل، عطیه نورعلیشاهی، نوید اقدسی، حسن جاویدیان، شهلا صمدی، حسین نجفی، محمدعلی بیات، مریم گرجستانی

Share

۳ دیدگاه

  1. ممنون محمدرضا جان

  2. خیلی خوب بود

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !