خانه / گزارش سفرهای سال95 / گزارش سفردودکش جن ، قلعه بهستان ، تخت سلیمان ،شهر زنجان شهریور95
گزارش سفردودکش جن ، قلعه بهستان ، تخت سلیمان ،شهر  زنجان شهریور95

گزارش سفردودکش جن ، قلعه بهستان ، تخت سلیمان ،شهر زنجان شهریور95

گزارش سفردودکش جن ، قلعه بهستان ، تخت سلیمان ،شهر  زنجان

برنامه سفر:

رفت : چهارشنبه 17 شهریور ماه 1395 ساعت 24

بازگشت : جمعه 19 شهریور ماه 1395 ساعت 23

وسیله سفر : اتوبوس

بازدید از : دودکش جن ، قلعه بهستان ، تخت سلیمان ، زندان سلیمان ، شهر زنجان

گزارش سفر:

تقریبا ً هر15 نفر همسفر، قبل از ساعت 24 در پارک نوشین حاضر بودند . اولین شگفتی سفر در همان جا رقم خورد : یک اتوبوس اشرافی

5

ساعت 24:08 به سمت شهرستان ماهنشان در استان زنجان حرکت کردیم و حوالی ساعت 6:30 بامداد به آنجا رسیدیم . صبحانه را در ماهنشان و در غذاخوری و مهمانسرای اسلامی صرف کردیم : چای ، نیمرو و املتی متشکل از رب گوجه فرنگی و تخم مرغ

4

بعد از صرف صبحانه از ماهنشان به سمت دودکش جن حرکت کردیم . ساعت 8:20 دقیقه به مقصد رسیدیم . دودکش جن در حقیقت ستونی سر به فلک کشیده از جنس خاک رس فشرده است که در اثر فرسایش طولانی به این شکل در آمده است. در بالای این ستون تخته سنگی مسطح قرار دارد که ظاهری دودکش مانند به آن داده است. بومیان منطقه به آنها لقب دودکش جن داده اند زیرا در گذشته ساخت هر بنایی را که برای انسان دشوار بوده است به دیو و جن نسبت می‌دادند . این پدیده طبیعی در اصطلاح زمین شناسی  هودو (Hoodoo) نامیده می شود .

این پدیده طبیعی احساسات گوناگونی را در همسفران ما ایجاد کرد ؛ شگفتی ، ترس ، خجالت ….

photo_2016-11-27_10-28-18

ساعت 8:30 از دود کش جن به سمت قلعه بهستان حرکت کردیم و تقریبا 10 دقیقه بعد به مقصد رسیدیم.

قلعه بهستان یا کهن دژ در استان زنجان و در نزدیکی روستای بهستان و در کنار رود قزل اوزن جای گرفته است. قدمت این دژ به دوره مادها باز می‌گردد. این قلعه در تاریخ ۱۳۵۶/۰۷/۱۱ و با شماره ثبت ملی ۱۴۵۸ به نام قلعه بهستان در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. قلعه ای  منحصر به فرد که متاسفانه به علت عدم توجه مسئولان میراث فرهنگی کشور در آستانه تخریب است.

photo_2016-11-27_10-27-47

زهرا توضیحات مفصلی در مورد این قلعه به ما داد ولی متاسفانه به علت عدم آگاهی از مختصات قلعه از بازدید قسمت های اصلی قلعه غافل شدیم . فقط یکی از دوستان که  گمان میرفت برای قضای حاجت از گروه جدا شده ، توانست از قسمت های اصلی این اثر تاریخی  بازدید به عمل بیاورد .

photo_2016-11-27_13-18-15

ساعت 9:40 دقیقه از قلعه بهستان به سمت تخت سلیمان حرکت کردیم . ساعت 11:45 دقیقه به ورودی تخت سلیمان رسیدیم . اولین چیزی که در این مجموعه توجه شما را جلب میکند هوای لطیف و بسیار عالی شهریور ماه است با اینکه هوا آفتابی بود هیچ یک از همراهان ما گرمشان نشد . در آنجا عده ای از مردم محلی میوجات و محصولات خود را میفروختند . گیتا برای تمامی همسفران میوه خرید که بعد از اینکه بازدیدمان تمام شد نوش جان کردیم .

photo_2016-11-27_13-36-22

photo_2016-11-27_10-28-29

در داخل مجموعه با راهنمایی مجموعه ، آقای صبوری آشنا شدیم ، که توضیحاتی (هرچند تا حدی  پراکنده و نامفهوم ) از ایشان دریافت کردیم که خلاصه آن این بود :

تخت سلیمان یا آتشکده آذرگُشنَسب نام محوطهٔ تاریخی بزرگی در نزدیکی تَکاب است . روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرت‌آباد) در استان آذربایجان غربی و ۴۵ کیلومتری شمال شرقی واقع شده. تخت سلیمان بزرگ‌ ترین مرکز آموزشی، مذهبی، اجتماعی و عبادتگاه ایرانیان در قبل از اسلام به شمار می‌رفت اما در سال ۶۲۴ میلادی و در حمله هراکلیوس، امپراتور رومیان، به ایران تخریب شد. آباقاخان برادرزاده هلاکوخان که به دین اسلام گرویده بود، بر روی ویرانه‌های تخت سلیمان مسجدی بنا کرد که آن نیز بعدها ویران شد و تنها کاشی‌هایی با نقوش و خط برجسته از آن به جا مانده است .

photo_2016-11-27_13-36-32

photo_2016-11-27_13-16-23

مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف چشمه رسوبی ساخته شده‌است. آب این چشمه که از عمق بیش از 120 متری از درون زمین به سطح می‌آید و به وسیله هفت نهربه  زمین‌های اطراف می‌ریزد ، دارای املاح زیادی است. بر خلاف تصور همگان، حوضچه این چشمه  یک دریاچه نبوده و هیچ آبی به آن نمی ریزد. رسوب‌های حاصل از این املاح در طی قرن‌ها، لبه چشمه را شکل داده و متغیر کرده‌است . با یکی از نگهبانان مجموعه که از اهالی روستاهای مجاور تخت سلیمان بود وارد گفتگو شدم او میگفت که ” تا به حال هیچ کس به اعماق حوضچه این چشمه نرفته است و هنوز به صورت کامل کف این حوضچه برسی نشده است .  روایت های گوناگونی در مورد این چشمه هست که حاکی از آن است که طلا ، جواهرات و اشیاء قیمتی زیادی در ادوار مختلف برای جلوگیری از غارت ، به درون این چشمه انداخته شده است . آب این چشمه به وسیله یک نهر به زمینهای مجاور منتقل میشود ، در طول راه  رسوبات به دیواره های نهر میچسبند و رسوبات آب گرفته میشود و تا حدی آن را برای استفاده کشاورزی محیا میکند . “

هم اکنون نیز زرتشتیان هر ساله از ایران و هند برای اجرای مناسک مذهبی خود در زمانی خاصی از سال در تخت سلیمان جمع میشوند . برای من حوضچه زیبای این مجموعه معنویت خاصی داشت . نگهبان آنجا میگفت تازه عروس و دامادهای محلی ، در روز عروسی به کنار دریاچه مجموعه میآیند و علاوه بر عکس گرفتن ، برای تبرک هفت بار دور دریاچه میچرخند . دریاچه ای که شاید روزگاری زرتشت درساحلش قدم زده .

2

ساعت ۲:۱۰  بعدازظهر از تخت سلیمان به سمت زندان دیو حرکت کردیم و ده دقیقه بعد به مقصد رسیدیم . زندان دیو یا زندان سلیمان، نام کوهی مخروطی‌شکل و میان تهی  است که در سه کیلومتری غرب تخت سلیمان قرار دارد. این کوه هزاران سال پیش، بر اثر رسوب کانی‌های آب دریاچهٔ آن به وجود آمده‌است.  ارتفاع این کوه از زمین مجاور خود ۱۰۷ متر می‌باشد و بر فراز آن گودال عمیقی در حدود ۸۰ متر دیده می‌شود که قطر دهانه آن به طور تقریب ۶۵ متر است. اهالی محل معتقدند که حضرت‌سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می‌کردند در این کوه زندانی می‌کرده‌ است . در ابتدای مجموعه ساختمان کوچکی وجود دارد که کارش فقط فروختن بلیط به بازدید کنندگان است . در ازای این بلیطی که خریدیم  هیچ امکانات خاصی در اختیارمان قرار نگرفت . در بالای کوه و در دهانه گودال بوی گوگرد به مشاممان میرسید . گودالی بس خوفناک که نگاه کردن به پایین آن دل و جرات میخواست ولی وقتی که خوب به انتهای گودال دقت میکردیم با کمال تعجب میدیدیم که با چیدن سنگ کلمه ” تکاب ” را در کف آن نوشته اند .

photo_2016-11-27_13-36-59

photo_2016-11-27_13-18-30

photo_2016-11-27_13-27-46

ساعت 3:10 دقیقه بعدازظهر برای ناهار به محوطه ای در نزدیکی زندان دیو رفتیم ، این محوطه بسیار وسیع و دارای ده ها آلاچیق میباشد . ولی متاسفانه به غیر از سرویس بهداشتی و یک فروشگاه محقر ، امکانات دیگری در این مجموعه رفاهی یافت نمیشد . در یکی از آلاچیقهای آنجا ناهاری را که از تهران با خود آورده بودیم صرف کردیم .

به علت کمبود وقت و اینکه اتوبوس مان باید به ترمینال برمیگشت ، نتوانستیم به سمت استان کردستان و غار کرفتو برویم . ساعت 4:15 بعدازظهر به سمت زنجان حرکت کردیم  . ساعت 6:40 بعدازظهر به بیجار رسیدیم و بعد از خوردن چای ، حوالی ساعت 7 بعدازظهر حرکت کردیم و ساعت 8:50 به ترمینال اتوبوسرانی زنجان رسیدیم  . اینجا محل جدایی ما از اتوبوس لوکس و راننده خوش اخلاقش  بود . خدا حافظ رفاه ، خداحافظ راحتی ، خدا حافظ اشرافیت .

7

از ترمینال با تاکسی به سمت گاوازنگ راه افتادیم . یکی ازپرطرفدارترین تفریحگاه های زنجان،” مجموعه تفریحی و کوهستانی ائل داغی” یا همان ” مجموعه گاوا زنگ ” است که در کنار سد گاوازنگ بنا شده است . گاوازنگ سدیست با ارتفاع 23 متر که در شمال شهر زنجان و برروی رودخانه ای به همین نام بنا شده است. به علت ارتفاع بالا و بادخیز بودن این منطقه ، هوا سرد بود به طوری که مجبور شدیم از پوشاک زمستانی و گرم در شهریورماه استفاده کنیم . شام را در یکی از آلاچیقهای آنجا  خوردیم و ساعت 10:30 به سمت محل اسکانمان حرکت کردیم .

محل خواب همسفران ، خوابگاه های دانشجویی دانشگاه زنجان بود . با تاکسی به سمت خوابگاه ها رفتیم و یک شب دانشجوگونه را تجربه کردیم .

ساعت 8:10 صبح روز بعد برای صرف صبحانه به غذاخوری سحر رفتیم  یک غذاخوری با ظاهری متوسط و باطنی پرملات ، انواع و اقسام املتهای ، نیمروها و …….

8

photo_2016-11-27_13-35-31

photo_2016-11-27_13-35-22

بعد از صرف صبحانه با پای پیاده به  سمت رخت شوی خانه و موزه مردم شناسی  حرکت کردیم و ساعت 10:30 به آنجا رسیدیم .

بنای رخت‌شوی‌خانه یا مجموعهٔ تاریخی رخت‌شوی‌خانه در قلب بافت تاریخی شهر زنجان که منطبق بر حصار قدیمی شهر می‌باشد، در یک منطقهٔ پرتراکم مسکونی احداث شده‌است. مردم شهر لباس و رخت خود را در آن محل می‌شسته‌اند. چنین کاربری برای یک بنای عمومی در جهان مشابه ندارد یا کم‌نظیر است. این بنا در حال حاضر تعمیر و مرمت شده و به عنوان موزهٔ مردم‌شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد و مردم می‌توانند از آن بازدید کنند. این بنا در سال‌های گذشته به جهت وجود هوای سرد در زمستان‌ها برای بانوان زنجانی ، توسط دو برادر به نام‌های مشهدی اکبر معمار و مشهدی اسماعیل بنا ساخته شده است . زمین آنجا  توسط علی‌اکبر خان توفیقی اولین شهردار وقت زنجان خریداری شد و در سال ۱۳۴۵ ه‍.ق ساخته شده است. سبک و سیاق معماری این بنا را می‌توان به شیوه اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی نسبت داد.

9

photo_2016-11-27_13-35-06

photo_2016-11-27_13-38-09

 بعد از دیدن رخت شوی خانه به بازارچه صنایع دستی مجاور آن  رفتیم و بعد از خرید از این بازارچه، ساعت 11:15 با پای پیاده به سمت موزه باستان شناسی و مردان نمکی حرکت کردیم .ساعت 11:30 به موزه رسیدیم .

مردان نمکی نامی است که به شش مومیایی کشف‌شده در زمستان سال ۱۳۷۲ (۱۹۹۳ میلادی) در معدن نمک چهرآباد استان زنجان داده شده‌است. در میان آن‌ها جسد یک زن و یک پسر نوجوان نیز وجود دارد. تعدادی از مردان نمکی بر اثر ادامهٔ کار معدن با بولدوزر، به‌شدت آسیب دیده‌اند. در سال ۲۰۰۸ بهره‌برداری از معدن متوقف شد و جسد ششمین مرد نمکی به دلیل کمبود امکانات لازم برای نگهداری از آن، دست نخورده در معدن باقی ماند . بقیه اجساد هم اکنون در  موزه باستان شناسی زنجان نگه داری میشود .

10

photo_2016-11-27_13-42-32

ساختمان موزه باستان شناسی ، موسوم به عمارت ذوالفقاری  نیز از ابنیه تاریخی شهر زنجان است عمارت ذوالفقاری در یکی از محلات قدیمی شهر زنجان موسوم به محلة  “دالان آلتی”  در ضلع شمالی سبزه میدان و مسجد جامع قرار دارد. این بنا ساختمان مسکونی و اداری حکمران زنجان بوده و از مجموعه بناهای اندرونی و بیرونی و بخشهای مختلفی تشکیل یافته بود. از این مجموعه در حال حاضر فقط عمارت بیرونی باقی مانده که به نام “عمارت محمود خان ذوالفقاری”معروف است. بنا به روایاتی این خانه توسط سردار اسعدالدوله (پدر محمود خان) دراواخر حکومت قاجار بنا گردیده و پس از وی محمودخان در آن اقامت داشته است. درگذشته این بخش از شهر زنجان محله ­ی اعیان نشین بوده و مجموعه بناهایی در سبک و الگویی همسان همچون خانه وزیری، خانه خدیوی، عمارت دارایی و… در این محل ساخته شده بود.

بعد از دیدن موزه ،ساعت 12 با پای پیاده به سمت بازار زنجان به راه افتادیم . و ساعت 12:15 به بازار رسیدیم .بازار زنجان در دوران آغا محمد خان قاجار آغاز ودر سال ۱۲۱۳ هجری قمری در زمان فتحعلی شاه قاجار خاتمه یافته و مساجد و سراها و گرمابه‌ها در سال ۱۳۲۴ هجری قمری به آن اضافه شده است. مجموعه بازار قدیمی به صورت یک خط مستقیم به عنوان بازار بالا و پایین به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شده است. گستردگی جغرافیایی بازار زنجان و تنوع راسته‌ها، تعدد سراها و کاروانسراهای درون شهری در راسته‌های فرعی که هرکدام به نامی و به فعالیتی خاص اختصاص یافته و وجود مساجد فراوان گویای پویایی این مجموعه در طول زمان‌های گذشته و شرایط حاکم بوده است. این بازار که طولانی‌ترین بازار سرپوشیده ایران است ، از سوی غرب و شرق گسترده شده و بدین لحاظ  به بازار پائین و بازار بالا تقسیمبندی  و نامگذاری شده است.

11

ساعت 1:30 بعدازظهر برای صرف ناهار به سمت رستوران حاج داداش راه افتادیم . این مکان در اوایل دوره قاجار با کاربری حمام در راسته غربی (راسته بازار پایین) بازار سنتی زنجان ساخته شده است .
جاذبه معماری این مجموعه ، بهتر از غذای آنجاست .

بعد از صرف ناهاربه طرف کارخانه کبریت سازی سه ستاره زنجان راه افتادیم ساعت 3:50 به آنجا رسیدیم کارخانه هنوز تعطیل بود ، در چمن های اطراف کارخانه بیتوته کردیم تا کارخانه باز شد .

photo_2016-11-27_13-45-53

کارخانه کبریت سازی مربوط به دوره پهلوی اول است و در زنجان، خیابان صفا، نرسیده به بلوار چمران واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. دارای سردری زیبا است که در دی ماه ۹۰ تخریب نسبی ولی دوباره با حفظ طرح کهن خود تجدید بنا گردید . این بنا را می‌توان اولین واحد صنعتی زنجان بعد از کارخانه برق به حساب آورد که چند سال قبل از آغاز جنگ جهانی دوم با سرمایه و مدیریت محمود شالچی در زنجان احداث شده است. این ساختمان به دلیل قرار گرفتن در بافت قدیم زنجان و دودکش آجری منحصر به فرد آن و دستگاههای قدیمی موجود در آن ،  تبدیل به موزه صنعت استان زنجان شده است . در هنگام بازدید هیچ راهنمایی در موزه نبود . خوشبختانه حسن عزیز با ما بود و ما را از توضیحات خود بهرمند کرد .

در یکی از سالن های موزه نمایشگاه خط برپا بود که از این نمایشگاه هم بازدید به عمل آوردیم .بعد از بازدید از کارخانه کبریت سازی برای پر کردن وقت تا زمان  حرکت به سمت تهران ، ساعت  5:15 بعداز ظهر به کافه سارو رفتیم .

ساعت 6 بعدازظهر به سمت ترمینال اتوبوس رانی زنجان حرکت کردیم اتوبوسمان برخلاف اتوبوس قبلی نه لوکس بود و نه سازگار . ما برای راحتی بیشتر بلیط های صندلی های عقب اتوبوس را خریده بودیم تا بتوانیم به راحتی با هم معاشرت کنیم . متاسفانه کمک راننده چند نفر را در انتهای اتوبوس و برروی بوفه جای داد .  ساعت  6:30 به سمت تهران حرکت کردیم . طبق معمول در داخل اتوبوس جلسه آخر سفر برگزار شد . نگاه تعجب آمیز مسافرین غریبه که در انتهای اتوبوس به زور چپانده شده بودند ، خود حکایتی دیگر بود .

نقد اکثر همسفران بر روی استفاده بهینه تر از وقت سفر بود .ساعت 10:20 دقیقه به ترمینال غرب تهران رسیدیم . سفر ما اینجا به پایان رسید ولی تجربه و خاطره آن هنوز با ماست .

نوید اقدسی – سمیه صمیمی
کانون گردشگران جوان ایران
irangardan.ir

 

یک دیدگاه

  1. نوید و سمیه عزیز
    لذت بردم. هر چند که هم راه تان نبودم ولی به راستی همسفرتان شدم
    درود بر شما و همه همسفران

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !