خانه / دسته‌بندی نشده / گزارش سفر: “ورگه دره به ویسادار” در منطقه تالش
گزارش سفر: “ورگه دره به ویسادار” در منطقه تالش

گزارش سفر: “ورگه دره به ویسادار” در منطقه تالش

گزارش سفر: “ورگه دره به ویسادار” در منطقه تالش

1

هر ساله ،در تقویم سفرهای شش ماهه اول کانون، یک برنامه همواره تکرار می شود که بیشتر مواقع تا نزدیک شدن به تاریخ اجرا برنامه جزئیات آن نامشخص است. شاید دلیل آن این باشد که از ابتدای اجرا این برنامه ها که تاریخچه اجرا آن به هفده سال می رسد همواره این ایده وجود داشته که این برنامه باید در مسیرهای جدید و کمتر پیموده شده اجرا شود. تا آنجا که من در خاطر دارم در این مدت هرگز از مسیرهایی که گروههای دیگر معرفی کرده اند، استفاده نکرده ایم و البته بسیاری از گروههای طبیعت گردی و کوهنوردی از گزارشهایی که ما بعد از پیمایش خود منتشر کرده ایم برای مقاصد ورزشی و احیانا تجاری استفاده کرده اند، که این موضوع همواره موضوعی چالش برانگیز در میان اعضا گروه بوده است. عده ای معتقد هستند که با معرفی مناطق بکر و جدید، ناخواسته پای عده ای که ممکن است به طبیعت این مناطق صدمه بزنند را به این مناطق باز می کنیم. از طرف دیگر عده ای بر این باورند که با تعریف مناطق گردشگری جدید به توسعه بیشتر این صنعت کمک می کنیم و در برخی مناطق با حضور گردشگران و ایجاد شغلهای موازی برای جوامع محلی، به ارتزاق و درآمدزایی این مناطق کمک می کنیم که می تواند سنگ بنای صنعت توریسم در این مناطق باشد. همچنین با یادآوری نکات زیست محیطی و گردشگری در گزارشهای سفر، نظر خوانندگان را بیشتر به اهمیت این موضوع جلب می کنیم و احیانا راه حلهایی نیز برای مواجه با مسائل مرتبط پیشنهاد می کنیم.

در چند سال گذشته، همواره برای یافتن مسیرهای جدیدی که با زمان اجرای برنامه ما سازگار باشد دست به گریبان بوده ایم. از آنجایی که برنامه های ما در منطقه تالش با چاشنی ماجراجویی نیز همراه بوده، لذا هر ساله با استقبال اعضای کانون مواجه هستیم. این موضوع از طرفی به باشکوهتر اجرا شدن این برنامه کمک می کند ولی از سوی دیگر با توجه به شناخت اندک ما از مسیر به ریسک خطر می افزاید. علی رغم تمامی هشدارها و فیلترهای کادر فنی هر ساله بیش از سی نفر در این برنامه خاص که در اواخر بهار یا اوایل تابستان اجرا می شود شرکت می کنند.

امسال(1396) با توجه به ماه رمضان، اجرا این برنامه به اواخر تیرماه موکول شد. برنامه ریزی برای این سفر از اوایل خردادماه شروع شد و پس از واکاوی در نقشه های جغرافیای منطقه تالش، نهایتا به این نتیجه رسیدیم که مسیر روستای”ورگه دره”  تا “آبشار ویسادار” را طی کنیم. یک مسیر اصلی به همراه چند مسیر فرعی را به دقت از نقشه ها استخراج کردیم و با وارد کردن آنها به GPS کار طراحی مسیر را به پایان بردیم. طبق برآورد انجام شده می بایست حدود 35 کیلومتر را در کمتر از یک روز و نیم بپیماییم که با توجه به مسیر داخل جنگل و نامشخص بودن راههای پاخورده، قطعا پیمایش ساده ای نخواهد بود. از طرف دیگر چون هیچ مرتع و روستایی در مسیر راه قرار ندارد و تجربیات قبلی ما در جنگل نوردی همواره یادآور دشواری یافتن آب آشامیدنی در مسیرهای جنگلی بوده، لذا حمل بیش از سه لیتر آب آشامیدنی برای هر نفر نیز به وزن بیشتر کوله ها و خستگی مفرط افراد دامن می زند.

2

زمان حرکت ما چهارشنبه شب 28 تیرماه 1396 تعیین شد. متاسفانه به دلیل تعطیلی عمومی در روز پنجشنبه، با ترافیک بسیار سنگینی از تهران تا هشتگرد مواجه شدیم که چند ساعتی برنامه ما را به تاخیر انداخت. نهایتا ساعت شش صبح از سه راهی اسالم وارد جاده قدیمی خلخال شدیم. این جاده که مدتی است به خاطر گشایش محورهای پونل به خلخال و همچنین جاده جدید زنجان-سرچم-خلخال، متروکه شده است یادآور بسیاری از خاطرات خوب گروه ماست. حدود هفت صبح کمی جلوتر از روستای ورگه دره در کنار رستورانهای منطقه “اسب بونی” برای صرف صبحانه توقف کردیم. با توجه به کثرت این کافه- رستورانها، اعضای گروه با توجه به سلیقه خود صبحانه اشان را خوردند و ساعت هشت و نیم به سمت سه راهی روستای ورگه دره حرکت کردیم. تخلیه اتوبوس و مرتب کردن کوله ها و تقسیم بارهای عمومی کمی وقت ما را گرفت.

3

 نهایتا در ساعت نه و پانزده دقیقه صبح پیاده روی را از مسیر جاده خاکی به سمت روستای “ورگه دره” شروع کردیم. منظره بسیار زیبا که به مراتع و جنگلهای مجاور مشرف است احساس شعف و سرخوشی به انسان می دهد. از این منطقه می شد چندین مسیری را که در سالهای قبل در میان کوهها پیموده ایم به سایر همنوردان که همراه ما نبودند نشان دهیم و به دنبال آن خاطرات سفرها را بازگو کنیم.

4

5

6

 نیم ساعتی طول می کشد تا نهایتا از داخل روستا عبور کرده و به ابتدای راه پا خورده ای می رسیم که ابتدای مسیر اصلی پیاده روی ماست. ارتفاع محل 1665 متر است و طبق اطلاعاتی که از روی نقشه ها جمع آوری کرده ایم، مرتفعترین نقطه مسیر ما است. از اینجا به تدریج ارتفاع را تا رسیدن به مقصد باید کاهش دهیم، هرچند که در طول مسیر پستی و بلندی هایی نیز خواهیم داشت. کم کم احساس می کنیم که تدریجا وارد جنگل می شویم.

7

8

9

 هوای مطبوع صبحگاهی کم کم به تدریج رو به گرم شدن می رود و از هم اکنون می بینم که همنوردان ما شروع به نوشیدن آب کرده اند. ساعت 11:15 و بعد از 5 کیلومتر پیاده روی به ابتدای جاده ای خاکی می رسیم که تابلو وزارت جهاد کشاورزی اینجا را نهالستان “پیرسون جنگل شفارود” معرفی کرده است. فردی نیز به عنوان نگهبان در پست نگهبانی، شبانه روزی مشغول خدمت است و وظیفه او مراقبت و کنترل تردد در این مسیر و جلوگیری از قاچاق چوب است. به گفته او با ادامه این جاده خاکی به دو راهی خواهیم رسید که یک مسیر به سمت جاده اسالم می رود و مسیر دیگر نهایتا به پره سر می رسد. مسیر دوم همان مسیری است که می تواند ما را به آبشار ویسادار برساند. از طرفی چون مطمئن می شویم که با دنبال کردن جاده نهایتا به مقصد می رسیم کمی خوشحال می شویم ولی از سوی دیگر احساس می کنیم که اکنون کمی از هیجان برنامه را از دست داده ایم. نگهبان به ما می گوید که مسیر ما تا ویسادار آب ندارد و باید تمام ظرفهای خود را در اینجا پر کنیم. خبر خوشایندی نیست ولی به ما این هشدار را می دهد که در مصرف آب باید صرفه جویی کنیم. ارتفاع ما 1327 متر است و هنوز باید 1000 متر ارتفاع کم کنیم تا به آبشار برسیم. البته با توجه به طول مسیر، انتظار شیبهای تند را نداریم.

10

11

12

13

نهایتا ساعت 11:30 مجددا به راه خود ادامه می دهیم. مسیر جاده خاکی را در پیش می گیریم. به چندین دو راهی و گاها سه راهی برخورد می کنیم که با توجه به صحبتهای نگهبان و همچنین GPS مسیرهای درست را انتخاب می کنیم. ساعت حدود 12:30 است که بالاخره یکی از دوراهی ها را اشتباه می کنیم ولی خوشبختانه بعد از چند دقیقه  متوجه خطا می شویم و مسیر اشتباه رفته را برمی گردیم. حالا دیگر کاملا وارد جاده ای جنگلی شده ایم . جاده از میان درختان عبور می کند و چتر درختان سایه دلپذیری را بر مسیر انداخته است با این وجود احساس می کنم که همنوردان مشغول نوشیدن بی محابا آبهای ذخیره اشان هستند که البته برای من که تجربه بی آبی در جنگل سرسبز! را داشته ام علامت خوبی نیست.

14

 کمی سرعت حرکت گروه را کم می کنیم به امید اینکه از خستگی همنوردان کم شود ولی دما و شرجی هوا به همراه کوله های سنگین، کم کم خستگی را در چهره اکثر افراد نمایان می کند. توقف های چند دقیقه ای هم دیگر کارساز نیست. ساعت حدود 2 بعد از ظهر برای نهار توقف طولانی تری را انجام می دهیم. تا اینجا حدود 15 کیلومتر را پیموده ایم ولی هنوز ارتفاعی قابل توجهی کم نکرده ایم و GPS ارتفاع 1344 متر را نشان می دهد. حدود یکساعت و نیم برای نهار و استراحت اختصاص می دهیم. تعدادی از دوستان را می بینم که ترجیح داده اند بجای خوردن نهار ابتدا چرت کوتاهی بزنند و تجدید قوا کنند و بعد نهار مختصر خود را بخورند.

15

16

17

18

 حدود دو ساعت قبل دو مرد و دو نوجوان که فقط یک بطری آب و کیسه پلاستیکی در دست داشتند از ما عبور کردند. در این مدت به این فکر بودم که این افراد کجا می روند؟! طبق بررسی که بر روی نقشه ها انجام داده بودم هیچ محل و روستایی در این مسیر نیست از طرفی به نظر نمی آید که مزرعه یا حتی ییلاقی در میان جنگل وجود داشته باشد! شاید این افراد جز افرادی باشند که برای بریدن درختان عازم شناسایی این منطقه شده اند و شاید جای خاصی را مد نظر دارند و رفته اند تا نهار را در کنار یک چشمه با آب گوارا صرف کنند. این افکار این امید را به من می داد که ممکن است در فاصله کوتاهی چشمه ای را بیابیم اما هنگامی که مشغول خوردن نهار بودیم ایشان را دیدیم که برمی گشتند. بی درنگ از آنها پرسیدم که آیا در مسیر ما آب وجود دارد؟ که جواب ناامیدکننده بود.

حدود ساعت 4 به راه خود ادامه دادیم. عبور از میان جنگل انبوه این ایراد را دارد که نمیشه از مناظر دوردست لذت برد ولی در عوض شما را از گزند نور مستقیم آفتاب در امان نگه می دارد. با نزدیک شدن به ساعت 6 عصر تصمیم می گیریم که در مناسبترین مکان برای اقامت شبانه کمپ خود را برپا کنیم. ساعت 6:30 بالاخره مکان مناسبی را برای کمپینگ پیدا می کنیم. با توجه به اینکه تا غروب آفتاب فرصت کافی داریم ابتدا با حرکات نرمشی سبک به ریلکس شدن عضلات خود کمک می کنیم و سپس مشغول گشت و گذار و عکاسی از مناظر اطراف می شویم. عده ای هم برای بر پا ساخت آتش به جستجو و جمع آوری چوب مشغول می شوند. کم کم بساط شام گسترده می شود و پس از آن کمی از دورهمی دور آتش لذت می بریم. پشه ها یواش یواش بر صبر دوستان غالب می شوند. عده ای به داخل چادرها می خزند و برخی به دنبال اسپری یا لوسیونهای ضد پشه هستند و برخی نیز ترجیح می دهند تا نیش پشه ها را به جان بخرند ولی در زیر سقف آسمان بخوابند و ستاره ها را بشمارند. خستگی پیمایش بیست و چهار و نیم کیلومتری، به سرعت کار خودش را می کند و به سرعت همگی به خواب می روند. ارتفاع محل کمپ ما 1033 متر است.

19

20

21

روز دوم:

ساعت 7:30 با اعلام بیدار باش، اندک افرادی که هنوز بخاطر خنکی شب قبل در میان کیسه خواب مخفی شده اند، حرکتی می کنند و غر و لوند کنان از جای گرم و نرم خود خارج می شوند. حالا پیدا کردن آب در میان کوله پشتی کمی دشوار شده است. از طرفی صبحانه بی چای لطفی ندارد و از سوی دیگر هنوز کسی نمی داند که تا چه مسافتی از آب خبری نیست!

22

 نهایتا صبحانه صرف می شود و گروه بعد از جمع آوری چادرها و پاکیزه سازی محل کمپ، تمام آثار به جای مانده از آتش را به دقت و وسواس خاموش کرده و سپس در ساعت 8:50 وارد مسیر می شود. کم کم به شیب مسیر افزوده می شود و ساعت 10:35  و پس از حدود 6 کیلومتر به اولین آب جاری می رسیم که کمی جلوتر از چشمه ای خارج می شود. ارتفاع این محل 711 متر است. 1500 متر جلوتر، چشمه دوم قرار دارد که پرآبتر و خنک تر است.

23

24

حالا با سرعت بیشتری ارتفاع را کم می کنیم. شیب کوه زیاد است و برای رسیدن به کف دره ای که صدای رودخانه را به وضوح از عمق آن می شنویم باید مسیر طولانی تری را طی کنیم.

25

26

27

28

29

30

 کم کم صدای تردد اتومبیلها را از سوی دیگر دره می شنویم. با رسیدن به کنار رودخانه عملا به انتهای مسیری می رسیم که تعدادی از خانواده ها برای تعطیلی آخر هفته با اتومبیل تا اینجا خود را کشانده اند. با ادامه مسیر بر تعداد گردشگران که در گوشه کنار رودخانه بساط کرده اند افزوده می شوند. نگاه بسیاری از ایشان به کوله های ما حاوی تعداد زیادی علامت سوال است. شاید از خود می پرسند که این سی و چهار نفر از کجا آمده اند؟ یکی از ایشان به من گفت که برای دیدن آبشار ویسادار لازم نبوده تا از کوه بیاییم چون مدتهاست از پره سر جاده آسفالته و خوب دارد!!! در کنار رودخانه حوضچه های پرورش ماهی قزلآزا و همچنین پرورش شترمرغ هم احداث شده است.

31

 با رسیدن به جاده آسفالت و استقبال یکی از دوستان بسیار قدیمی که زحمت هماهنگی وسیله نقلیه برگشت ما را تا پره سر کشیده بود، دریافتیم که مسیر به پایان رسیده است.

32

33

 طبق معمول محل مناسبی را در کنار رودخانه برای آب تنی و از در بردن خستگی یافتیم و سپس خودمان را به آبشار زیبای ویسادار رساندیم. این آبشار که دسترسی بسیار خوبی برای عموم دارد تقریبا 15 متر ارتفاع دارد و محل خوبی برای آبتنی افرادی است که تحمل فشار آب را دارند. البته در فصول پر باران به دلیل احتمال سیلابها و همچنین احتمال سقوط سنگهای کوچک و بزرگ توسط جریان بالای آبشار، توصیه به آبتنی زیر آبشار نمی شود.

34

55

نهایتا حدود ساعت 2 بعدازظهر و پس از یک آبتنی لذت بخش و بازدید از آبشار به رستوران محلی آقای نگهبان رسیدیم. GPS ، مسافت طی شده را 40350 متر نشان می دهد. ارتفاع این محل 329 متر از سطح دریاست. تعداد زیاد مشتریان کافه باعث میشه تا از خیر نهار خوردن بگذریم و با نیسان آبی عازم پره سر شویم.

36

اتوبوس آنجا منتظر ماست و پس از صرف نهار در ساعت شش عصر عازم تهران میشویم. با توصیه راننده اتوبوس که از ترافیک مسیر تهران -رشت باخبر بود. مسیر پونل- خلخال را انتخاب کردیم. شگفت آور بود وقتی دیدیم تقریبا تا خلخال جایی را نمی شد یافت که از وجود  مردمی که از زندگی شهری به طبیعت پناه آورده اند، خالی باشد. بعد از استراحتی یکساعته در خلخال، از مسیر سرچم – به زنجان و سپس تهران رسیدیم.

در پایان به نکات زیر توجه کنید:

  1. با توجه مشکل تهیه آب، حتما ذخیره آب کافی داشته باشید.
  2. این مسیر نیازی به کفش سنگین کوهنوردی ندارد و با کفش سبک کوهپیمایی می توان این مسیر را به سادگی طی کرد. البته در صورت احتمال بارندگی شرایط متفاوت خواهد بود.
  3. در طول مسیر ارتباط تلفنی وجود ندارد.
  4. شما در این مسیر به ندرت با زباله مواجه می شوید. لطفا در صورت مشاهده هرگونه زباله ای حتما سعی کنید به شکل مسوولانه -در حد توان خود- آن را به پایین دست منتقل کنید.
  5. اگر به دوچرخه سواری کوهستان علاقه مند هستید، این مسیر برای یک برنامه یک روزه بسیار مفرح خواهد بود.
  6. ورزشکاران دونده کوهستان نیز می توانند از این برنامه کاملا لذت ببرند.
  7. اگر به دنبال دیدن مناظر بدیع کوههای تالش هستید، بهتر است مسیر دیگری را انتخاب کنید چون بیشتر این مسیر در میان جنگل طی می شود.
  8. با توجه به ارتفاع محل و شرایط مسیر، به نظر میرسد که این برنامه را بتوان از اواسط اردیبهشت تا اواسط آبان ماه اجرا کرد.

در جدول زیر نعدادی از نقاطی که مختصات آنها با GPS ثبت شده، آورده ام. داشتن این نقاط ممکن است برای پیمایش این مسیر کمک کننده باشد.

فاصله از مبدا (متر) فاصله از نقطه قبلی(متر) ارتفاع از سطح دریا (متر) مختصات نقطه ثبت شده
0 0 1608 N:37° 37.419′

E:48° 48.006′

سه راهی ورگه دره
3140 3140 1613 N:37° 37.654′

E:48° 49.235′

نقطه A
5000 1860 1341 N:37° 37.890′

E:48° 50.354′

دوراهیB(سمت راست)
9150 4150 1340 N:37° 37.647′

E:48° 50.996′

دوراهی C(سمت راست)
20380 11230 1148 N:37° 36.799′

E:48° 52.678′

نقطه D
22150 1770 1190 N:37° 36.569′

E:48° 54.056′

دوراهیE(سمت راست)
24450 2300 1033 N:37° 35.866′

E:48° 53.677′

محل Camp
30330 5880 630 N:37° 36.377′

E:48° 54.743′

چشمه اول
34120 3790 505 N:37° 35.484′

E:48° 55.272′

چشمه دوم
34990 870 445 N:37° 35.278′

E:48° 54.458′

زنبورداری
36800 1810 377 N:37° 35.528′

E:48° 55.272′

رودخانه
40350 3550 329 N:37° 35.527′

E:48° 55.963′

رستوران نگهبان

افشین ایران پور

کانون گردشگران جوان ایران

www.irangardan.ir

 37

۳ دیدگاه

  1. دم شما گرم عمو افشین…خیلی عالی بود گزارش…خاطره اش زنده شد برام

  2. مسعود کاوسیان

    افشین جان لذت بردم و چقدر آموزنده است این سبک گزارش نویسی شما

  3. اشكان نامه اى

    خيلى زيبا. عالى بود!

نظر بدهید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

برو بالا !